تبليغاتX
وبلاگ کتابداری
بر می گردم
سلام. از همه خوانندگان عزیز عذرمی خوام که مدت زیادیه چیزی نمی نویسم. انشا الله در آینده دوباره خواهم نوشت. فعلا وظایف مهمتری دارم.
2 نوشته شده در  89/02/28ساعت 21:54  توسط طاهره کرمی | 
غرور کاذب
سلام.

خدای مهربون ببخشید فضولی می کنم اما چرا به بعضی آدمها اونقدر غرور کاذب دادی که وقتی می تونن کاری رو از طریق روال عادی اش انجام بدن٬ تابلو می شن و اعصاب بقیه رو هم خراب می کنن. پس به اون بقیه آدمها صبر بیشتری عطا کن.

2 نوشته شده در  88/08/16ساعت 13:10  توسط طاهره کرمی | 
سخن بزرگان

سلام. نمی دونم  چقدر صحت داره اما این سخن رو منسوب به امام علی کردن: "اگر میخواهی مملکتی را خراب کنی کارهای بزرگ آن را به افراد کوچک بسپار". البته اگه اشتباه نکنم ارسطو هم زمانی این توصیه رو به اسکندر کرده بود, توی زندگینامه اسکندر خوندم, بازم نمی دونم چقدر می تونه درست باشه. سیسرون هم در جایی گفته: هرگز نمی توان با آدمهای کوچک کارهای بزرگ انجام داد . (بدون سو گیری)

2 نوشته شده در  88/08/04ساعت 13:0  توسط طاهره کرمی | 
روز حافظ

               بر سر تربت ما چون گذری، همّت خواه           که زیارت‌گه رندان جهان خواهد بود

سلام. امروز20مهر است, به روایت تقویم ایرانی, روز حافظ. این روز رو به همه حافظ دوستان تبریک می گم.تقریبا توی هر خونه ایرانی دست کم یه دیوان حافظ پیدا می شه ولو فقط برای فال گرفتن. یکی از بهترین خاطرات دانشجویی من زیارتهای هفتگی از مرقد حافظ  بود توی ترم 5 یا 6 , دقیقا یادم نیست, توی دانشکده علوم (که از اونجا تا مرقد حافظ می شد پیاده رفت) بعد ازظهر کلاس آمار داشتیم و بعدش قشونی می رفتیم مرقد حافظ با کارت دانشجویی و بلیط نصف قیمت, از فالوده هاش هم نمی شد گذشت. دوستان شیرازی جای مار و هم خالی کنید.

2 نوشته شده در  88/07/20ساعت 5:10  توسط طاهره کرمی | 
خودسانسوری

دائره المعارف ویکی پدیا, خودسانسوری رو اینجوری تعریف کرده:

خودسانسوری عبارت است از خود داری کردن یک رسانه از انتشار اخبار و یا سایر موارد بدون اعمال شدن مستقیم فشار بیرونی برای سانسور. خود سانسوری در واقع یک نوع عمل پیش گیرانه‌است.
رسانه‌ها در شرایطی ویژه (بیشتر برای بقا) دست به خود سانسوری می‌زنند که این شرایط ممکن است به دلیل فشارهای سیاسی و ... یک کشور باشد. خودسانسوری در کشورهایی که در آنها دموکراسی و آزادی بیان تا حدودی وجود دارد کمتر است.

من الان نمی خوام وارد بحث سانسور و خودسانسوری به شیوه علمی بشم فقط اشاره به یه تجربه است و اینکه گاهی محیط چقدر دچار خفقان می شه. من بارها و بارها توی وبلاگ گروهی از طرف خواننده ها و نویسنده های وبلاگ متهم به خودسانسوری شدم اما در واقع کاری که اونجا ما انجام می دادیم فقط حفظ حرمت افراد و احترام به همدیگه بود و به این دلیل که بتونیم فعالیت علمی مون رو ادامه بدیم سعی می کردیم از وارد شدن به مباحث جنجالی که هیچ سند و مدرکی هم ازشون در دست نبود پرهیز کنیم. من همیشه به افرادی که توی کامنتهاشون ما رو متهم می کردن که ظرفیت انتقاد نداریم یا چرا نباید از فلان شخص و فلان دانشگاه و کتابخونه انتقاد بشه می خواستم که خیلی آزادانه توی وبلاگ های شخصی خودشون مسئله رو دنبال کنن, اما به تازگی دریافتم که دنیای وبلاگ دیگه اون آزادی سابق رو نداره البته منظورم از آزادی نه اینه که هر کی هر چی دلش خواست بدون توجه به رعایت حقوق دیگران بنویسه, نه, منظورم اینه که گاهی مجبورین بعضی چیزا رو ننویسین و این همون خودسانسوریه که کتابدارهای بلاگر هم گاهی اونو تجربه می کنن, چند وقت پیش کتابداری توی وبلاگش نوشته بود بهتره آدم بعضی حرفها رو نزنه و خود منهم گاهی دچار این مشکل می شم که مجبورم بعضی حرفها و عقایدم رو ننویسم. (البته این به معنی اعتراف به خودسانسوری نیست هرچند همه نویسنده های بزرگ هم در زمانهایی برای اینکه بتونن حرف شون رو به گوش خواننده هاشون برسونن دست به خود سانسوری زدن) ولی وقتی گفتن و نگفتن حرفی دردی رو دوا که نمی کنه٬ هیچ٬ شری رو هم به پا می کنه٬ بهتره گفته نشه. (بدون سوگیری)

پی نوشت: اینها فقط بخشی از حرف های روزمره بود و این نوشتار به معنای اشاره یا کنایه به شخص یا اشخاص خاصی نیست.

2 نوشته شده در  88/07/15ساعت 15:6  توسط طاهره کرمی | 
لطفا حق مولف را رعایت کنید

سلام.

وقتی یه کتابدار می بینه که جلوی چشمش قوانین بدیهی کتابخونه رو رعایت نمی کنن چیکار باید بکنه؟ البته منظورم قوانینی نیست که جنبه نسبی دارن و هر کتابخونه ای در قالب آیین نامه برای خودش یه سری از اونها رو وضع می کنه و خب قالبا هم خیلی هاشون ضروری نیستن. بلکه منظورم یکی از مهمترین وظایف کتابخونه یعنی رعایت حق مولف آثاره. بماند که ما تو ایران در این مورد قانون درست و حسابی نداریم و کپی برداری از کتابها آزاده اما در مورد برخی منابع دیگه مثل پایان نامه ها وضع فرق داره و اکثر کتابخونه ها سعی می کنن در ظاهر اجازه کپی برداری از پایان نامه رو بدون اجازه نویسنده اون ندن. اما خب همیشه راه های میون بری هم هست که اونهم باز یه جورایی زورکی قابل درکه. اما... وای از روزی که در روز روشن اینکار بدون هیچ مشکلی و براحتی انجام بشه. روزی از فردی که در کتابخونه ای از یه پایان نامه زیراکس گرفته بود به شوخی پرسیدم: خب پس چی اش رو خودت می خواهی بنویسی؟ ... در کمال ناباوری گفت: صفحه عنوانش رو خودم می نویسم!! متاسفانه من هم در مقام مراجعه کننده بودم نه کتابدار٬ اما خیلی خیلی دلم می خواست می تونستم این واقعه رو مثل بقیه نادیده بگیرم ولی نتونستم جلوی اعتراضم رو بگیرم... اما بعدش احساس بدی داشتم چون توجیحی که شنیدم اصلا مناسب یه انسان بالغ نبود و بیشتر به گول زدنی کودکانه می مانست. خودم رو جای اون نویسنده غایب و یه جورایی مالباخته گذاشتم و فکر کردم اگر کسی از پایان نامه من چنین استفاده ای بکنه چه حالی به من دست خواهد داد؟!  شاید بهتره از این به بعد صفحه ای هم به پایان نامه اختصاص داده بشه و توش نوشته بشه " لطفا حق مولف را رعایت کنید" یا " کپی برداری از اثر پیگرد قانونی دارد" یا امثال این نوع جملات که تو کتابها و سایتها و وبلاگ ها وجود داره. شاید افراد با وجدان و احتمالا ناآگاه حداقل دیگه اینکار رو نکنن.

2 نوشته شده در  88/06/17ساعت 9:26  توسط طاهره کرمی | 
بهترین باش

عکس تزئینی است.سلام. بعد از مدتها بد عهدی و ترک وبگردی امروز فرصت کردم سری به دوستان وبلاگی قدیمی بزنم. مطلبی در وبلاگ دل گفته ها  نظرم رو جلب کرد که یه جورهایی با حس ناسیونالیستی من نسبت به رشته ام جور در میآمد. بنابراین نتوانستم جلوی قلم (ببخشید کیبورد) خود را بگیرم و بازهم در مزایای کتابداری و اینکه من چقدر عاشق این رشته هستم می رم روی منبر. با اجازه بزرگترهای کتابدار:

در مورد اون کدهای اشتباهی موقع انتخاب رشته توی دانشگاه که من تعجب می کنم هنوز هم بازار گرمی داره باید بگم که حدود یه دهه پیش که منم مثل همه با شوق و ذوق پا به درون دانشگاه گذاشتم می دیدم اکثریت غریب به اتفاق همکلاسی هام مثل من خوشحال نیستن و همش حرف از کدهای اشتباهی و شکایت به سازمان سنجش و تغییر رشته می زنن , راستش تا مدتها ترسیدم بگم من رشته ام رو دوست دارم! وقتی در مورد کدهای قبولی صحبت می شد و اونهایی هم که کد اشتباهی نزده بودن بلکه فقط برای پر کردن 100 انتخابشون کتابداری رو هم انتخاب کرده بودن می گفتن این رشته انتخاب 99 و 100 اونها بوده من دچار شک و تردید می شدم که٬ آیا اگر بگم رشته قبولی من جزء 10 انتخاب اولم بوده احتمال داره بتونم همچنان سرم رو توی دانشکده بالا بگیرم؟!

اما خب چرخ روزگار خیلی از همون دانشجوها رو هم عاشق رشته شون کرد و به کمک اساتیدی که به جرات می تونم بگم برای اولین بار می دیدن ما با دانشجوهای قبلی و قبلی تر تفاوتهایی داریم , رویهم رفته دوران دانشجویی خوب و پر از خاطره ای داشتیم. برای اولین بار انجمن علمی درست کردیم, نشریه دانشجویی نوشتیم, همایش دانشجویی برگزار کردیم, صاحب دانشجوی نمونه کشوری توی کلاس مون شدیم, و کلی شاگرد اول داشتیم! بعدشم شدیم کتابدار.

خیلی از همکلاسی ها ادامه تحصیل دادن و اونهایی هم که رفتن سر کار اکثرا کتابدارهای خوبی شدن. خیلی هاشون سالهای بعد کتابدار نمونه کشوری و استانی و ... شدن. خیلی دوست دارم بعد از 10 سال همشون رو ببینم و نظرشون رو درباره رشته مون بدونم.

 من بدجوری به این آنفلوآنزای کدهای اشتباهی حساسیت دارم! و هر وقت می شنوم٬ به قول یکی از خوانندگان دل گفته ها ٬فکر می کنم چرا این مصیبت همیشه دامن کتابداری رو می گیره؟!

 اما از اصل کلام دور نشیم.بلاگر دل گفته ها نوشته: هر جا هستیم و تو هر کاری باید سعی کنیم بهترین باشیم. این حرف منو یاد رفتگری می اندازه که هر روز موقعی که می آم سر کار صبح خیلی زود می بینمش. اونقدر با دل و جون کار می کنه که انگار داره خونه خودش رو تمیز می کنه. کوچکترین آشغالی رو از قلم نمی اندازه اونهم توی این خیابونهای شهر شلوغ و ما مردم با فرهنگ شهر نشینی! و هر بار ناخودآگاه به این فکر می کنم که برای اون فرقی نداره آشغال چی باشه و کجا باشه, بلکه این مهمه که نتیجه کارش رضایتبخش باشه.

فرقی نداره تو یک پزشک باشی یا قناد, یک مستخدم باشی یا قاضی, یک معلم باشی یا ... و یک کتابدار, مهم اینه که نتیجه کارت رضایتبخش باشه حتی اگه کاری به کوچکی دادن یک کتاب به دستهای کوچک یه کودک باشه. اما بهترین بودن همیشه آسان نیست. ولی ارزش سعی کردن رو داره.

حالا شما بگین آیا کتابدار خوبی بودین یا هستین؟

پی نوشت: عکس جنبه تزیینی دارد.

 

2 نوشته شده در  88/05/27ساعت 14:14  توسط طاهره کرمی | 
بالاترین: یک سرویس ایرانی

سلام. در پست قبلی درباره  یکی از ابزارهای وب 2 صحبت کردم (Digg) که ویرایش فارسی اش هم موجوده و قرار شد بیشتر در موردش حرف بزنم. سایت بالاترین خصوصا این روزها تبدیل به یکی از داغ ترین سایتهای  خبری و اطلاع رسانی شده که من یکی واقعا شیفته اش شدم.

این وب‌سایت اولین وب‌سایت به زبان فارسی است که با استفاده از فیدبک خوانندگان لینکهای جالبتر را به خوانندگان خود معرفی می‌کند. خوانندگان این سایت با دادن نمره مثبت و منفی به لینکها بر اساس جالب بودنشان، به بقیه خوانندگان کمک می‌کنند که لینکهای بهتر را ببینند. این وب‌سایت توسط مهدی یحیی‌نژاد و عزیز آشفته طراحی و درست شده‌است. (به نقل از سایت بالاترین)

شما می تونید اطلاعات جامع و کامل رو درباره چگونگی کار این سایت و قوانین و مقررات آن را از این صفحه بطور کامل بخوانید.

تجربه شخصی من دراستفاده از این سایت: بدلیل اینکه لینکهای این سایت بصورت لحظه ای وارد می شوند و لینکهایی که امتیازهای مثبت بیشتری دریافت کنند (حداقل 3 امتیاز مثبت) به صفحه ای با عنوان لینکهای داغ منتقل می شوند و لینکهای که 4 امتیاز منفی بگیرند حذف می شوند و همچنین اینکه شما می توانید علاوه بر لینکها و موضوعات داغ, بهترین لینکهای روز و موضوعات مورد بحث روز را نیز در سمت چپ صفحه سایت بصورت جدا ببینید و همینطور آخرین نظرات خوانندگان را بخوانید, بنابراین این سایت می تواند کارکردهای یک وبلاگ گروهی (با موضوعات گسترده), یک فید خوان (آنهم بصورت موضوعی) و یک شبکه اجتماعی را داشته باشد. علاوه بر اینها شما می توانید مطالب متنوعی را در قالبهای مختلف از متن, عکس, فیلم و صوت در این سایت بخوانید و ببینید و بشنوید.

از دیگر امکانات بالاترین:

شما می توانید علاوه بر اینکه از منوی بالای صفحه موضوع مورد علاقه خود را انتخاب و فقط اخبار آن موضوع را بخوانید, همچنین می توانید اخبار 24 ساعت گذشته یا یک هفته یا یک ماه گذشته را داشته باشید و یا اینکه از گلچین بهترین خبرها استفاده کنید.

عضویت دربالاترین  فعلا با دعوتنامه امکانپذیر است و کسانی می توانند دعوتنامه برای شخص دیگری ارسال نمایند که دارای امتیاز بالایی باشند. نحوه کسب امتیاز به تفصیل در سایت توضیح داده شده.

یکی از امتیازات بالاترین به نظر من مشارکت طیف وسیعی از خوانندگان در روزآمدی و ارسال اطلاعات به آن است. البته بالاترین وبلاگی  هم داره که من نمی دانم چرا نتوانستم به آن دسترسی پیدا کنم یعنی به عبارت محترمانه تر فیلتر شده!!

پی نوشت: پیشنهاد می کنم حتما این سایت را به لیست سایتهای مورد علاقه تان در کامپیوتر خود اضافه نمایید و در کمترین زمان ممکن به بیشترین اخبار مورد علاقه تان دسترسی یابید.

2 نوشته شده در  88/03/18ساعت 9:54  توسط طاهره کرمی | 
Digg

سلام. امروز کمی شما را با یکی از ابزار های وب دویی آشنا می کنم که مشابه فارسی اش هم بوجود آمده و در مورد اون بعدا خواهم نوشت.

 دیگ  در نوامبر ۲۰۰۴ به صورت آزمایشی به وسیله کوین رز٬اون بیرن٬رون گوردتزی و جی آدلسون راه‌اندازی شد در ابتدا قرار بود نام سایت dignation باشد که کوین رز تصمیم گرفت نام کوچک‌تری به آن اختصاص دهد که نامdig انتخاب شد ولی چون این دامنه قبلاْ استفاده شده بود نام digg را انتخاب کردند. در جولای سال ۲۰۰۵ نسخه دوم سایت راه‌اندازی شد در نسخه دوم دیگ امکانات جدیدی گذاشته شده بود. در ۲۶ ژوین ۲۰۰۶ نسخه سوم سایت راه‌اندازی شد که موضوعاتی همچون اخبار فن‌آوری٬دانش٬ تجارت ٬ویدیو ٬سرگرمی و بازی قابل مشاهده بود.

بازدیدکنندگان سایت همهٔ لینک‌های تازه را می توانند در صفحه اخبار و لینک‌های تازه ببینند. هنگامی که یک لینک به اندازه کافی رای جمع کند به صفحه آغازین سایت منتقل می‌شود. بدون ثبت نام در سایت هم می توان از لینک های آن استفاده کرد ولی برای کامنت گذاشتن ٬اضافه کردن لینک و امتیازدهی به لینک‌های دیگر٬ثبت نام ضروری است.سایت دیگ همچنین این امکان را فراهم آورده است که وقتی یک کاربر به لینکی امتیاز می‌دهد آن خبر به صورت خودکار به وبلاگش ارسال شود.

رویکرد جالب سایت دیگ و نوع خاص لینک‌دهی در آن باعث شده است٬سایت‌های زیادی از این سایت تقلید کنند و کلون هایی از این سایت بسازند که معروفترین نوع فارسی اش بالاترین  است.

منبع: و یکی پدیا, دانشنامه آزاد

2 نوشته شده در  88/02/28ساعت 12:4  توسط طاهره کرمی | 
نشست نقد و بررسي عملكرد وبلاگهاي كتابداري و اطلاع رساني ايران

سلام. 24 اردیبهشت نشستی درباره وبلاگ های کتابدرای در نمایشگاه کتاب برگزار شد که علیرغم اشتیاق فراوان نتونستم در این نشست شرکت کنم , البته به عنوان یک بلاگر و محقق نه سردمدار بلاگرهای کتابدار ایرانی! (بدون سوگیری) اما آنچه در این نشست بحث شده شامل: نتایج یافته های علمی در مورد وبلاگها و ارائه تجربیات و نظرات پیرامون وبلاگ نویسی و چند نکته کوتاه در مورد گروهی نوشتن وبلاگ  و همچنین:اهمیت وبلاگها, تاریخچه مختصر وبلاگهای کتابداری, نحوه ارزیابی وبلاگهای کتابداری, بایدها و نبایدها در وبلاگ نویسی, تجربیات وبلاگ نویسان, اخلاق کامنت گذاری و رعایت اصول اخلاقی در وبلاگ نویسی, و گریزی کوتاه به وبلاگ گروهی٬ بوده است.

اطلاعات بیشتر را از خبرگزاری کتاب مطالعه فرمایید.

 

با تشکر از آقای اصنافی برای ارسال اطلاعاتی درباره این نشست.

 

2 نوشته شده در  88/02/27ساعت 8:12  توسط طاهره کرمی | 
گل همین پنج روز و شش باشد...

سلام. هر سال بهار دیدن هر روز این گلهای قشنگ و با طراوات هر روز صبح منو سر ذوق می آره و این تنها قسمتی از دانشکده است که به نظرم زیباست٬ البته به  غیر از قفسه های کتاب!. شما را در این زیباییها شریک می کنم و به دوربین عهد عتیق موبایلم همچنان مفتخرم!

پی نوشت: کاش خانمی که هر روز برای دختر لوسش تعداد زیادی از این گلهای قشنگ رو می چینه می تونست به بچه اش یاد بده که گل رو نباید چید بلکه باید بوئید و دید و تحسین کرد.


         

 

    

 

 

 

    

 این عکسها رو هم بهار سال گذشته گرفته بودم (البته با دوربین دیجیتالی)

 

     

 

   

 

2 نوشته شده در  88/02/19ساعت 14:23  توسط طاهره کرمی | 
کتابهایی درباره کتابخانه 2

در این لینک برخی از کتابهای تازه منتشر شده رو در موضوع کتابخانه 2 می بینید که به برخی از صفحات شون بصورت محدود دسترسی داشته و می تونید بخونید. البته اگه قبلش می خواهید اطلاعاتی درباره کتابخانه 2 داشته باشین به این لینک مراجعه کنید.Michael Casey از جمله افرادیه که در این زمینه مقالات زیادی نوشته و اخیرا کتابی هم نوشته که باید جالب باشه.(مورد اول فهرست کتاب ایشونه) 

 

 

2 نوشته شده در  88/02/15ساعت 11:28  توسط طاهره کرمی | 
آشفته بازار کتابداری

سلام. با اینکه با خودم قرار گذاشته بودم که توی این بهار فقط به زیبایی های طبیعت توجه کنم و در این مورد هم کلی عکس تهیه کرده بودم که بزارم تو وبلاگ ولی توی این حال و هوای بهاری که امسال به برکت بارون واقعا رنگ یه بهار واقعی رو گرفته ما کتابداران دوباره دچار تب تغییر نام رشته مون شدیم. الان یک دهه است که من وارد این حوزه شدم و از همون اولین روزهای  مهر 1377 که تازه دانشجوی این رشته ناشناخته بودیم به ما گفتن که می خواهیم اسم رشته تون رو عوض کنیم, توی هیاهو و خوشحالی بچه های سال بالایی من مونده بودم که چرا؟ مگه کتابداری چه عیبی داره؟ اما جرات پرسیدن نداشتم؟ چون من این رشته رو دوست داشتم و با اینکه هیچ اطلاعاتی در موردش نداشتم اما اونو انتخاب کرده بودم نه اینکه اشتباها به خاطر پر کردن یه خونه جابجا توی فرم انتخاب رشته ام سر از کتابداری درآورده باشم یا اینکه به خاطر پر کردن هر 100 تا رشته ناچار شده باشم کتابداری رو هم انتخاب کنم و ...

القصه میون تمام اون نظرات اساتید و بزرگان که برای همه شون احترام قائلم باید بگم به عنوان یک کتابدار با این نوع تغییر نام رشته مخالفم و اصولا ترجیح می دم همون کتابداری ناشناخته باشیم تا بشیم مدیریت اطلاعات! اگر هم قراره تغییری صورت بگیره باید اول افق سالهای آینده رو در نظر گرفت و همچنین محتوی و کارکردهای بالقوه رشته رو شناخت بعد متناسب با اونها نام رو تغییر داد نه اینکه از زیر پرچم یکی بریم زیر پرچم یکی دیگه! اصولا چرا مستقل نباشیم؟ چرا وقتی مثل قارچ دانشکده تو دانشگاه ها رشد پیدا می کنه اونهم بدون هیچ زمینه آموزشی قبلی! کتابداری که عمری 50 ساله آکادمیک تو ایران داره (شایدم بیشتر) هنوز نتونسته یه دانشکده مستقل داشته باشه ؟ مثلا کارآفرینی چی داره که کتابداری نداره؟ چرا خودمون رو باور نداریم؟

بر خلاف بیشتر دوستان که موقع معرفی رشته شون خجالت می کشن من هیچوقت موقع گفتن نام رشته ام سرم رو پایین ننداختم و هر توضیحی لازم بوده برای معرفی رشته ام به فرد یا افراد ارائه دادم.

اگر نظرات کتابدار ها رو بخونین ,حداقل اونهایی که براشون مهمه, می فهمین که اکثرا ترجیح می دن کماکان کتابدار بمونن تا مدیر اطلاعات!! اطلاعات مبسوط و کامل در این مورد را از وبلاگ گروهی کتابداران ایران بخوانید.

2 نوشته شده در  88/02/09ساعت 9:25  توسط طاهره کرمی | 
پالنگان

سلام. قرار شد بخشی از زیبایی های بهار رو با هم ببینیم. می دونم خیلی از شما فکر می کنین غرب ایران جز کوه چیزی نداره اما اشتباه می کنین, میون اون کوهها پر از زیبایی یه٬ مثل این روستا:

 روستاي پالنگان زيباترين روستاي تاريخي كردستانه كه سوغاتش كشك و گيوه اس. روستايي با معماري ويژه پله كاني كه چشم انداز منحصربه فردي داره. پالنگان در 57 كيلومتري كامياران قرار داره و اهالی اش به لهجه اورامي صحبت مي كنن. علاوه بر معماري زيباي اين روستا، عبور رودخانه سيروان از میان روستا، قلعه تاريخي پالنگان، آبشارهاي متعدد پله كاني و چشمه هاي آب معدني جلوه خاصي را به اين روستا بخشيدن.ضمنا بهترين خوراكي پذيرايي از گردشگران در این روستا طبخ انواع ماهيه. خب بقیه اش رو هم ببینین بهتره تا من بگم.

 

 

 

2 نوشته شده در  88/01/23ساعت 8:39  توسط طاهره کرمی | 
تلخی بهار

 بهار هر سال با تمام قشنگیهاش یادآور خاطره ای تلخ در خاطرم است, پر کشیدن کسی که تاثیر زیادی در زندگی و موفقیت ام داشت. چقدر باور این رفتن آنهم در چنین وقتی از سال هنوز برایم سخت است. ما بچه ها (بچه های آنوقتها) فرشته مهربان می خواندیمش. روحش شاد و یادش گرامی.

 

 

 

 

2 نوشته شده در  88/01/19ساعت 12:2  توسط طاهره کرمی | 
چیزهایی که نمی بینیم...

سلام. گاهی انسان ممکنه سالهای سال چیزی جلوی چشماش باشه اما اونو نبینه. ممکنه دلایل مختلفی داشته باشه. گاهی ما آدما فرصت نداریم زیباییهای طبیعی٬ بزرگ شدن بچه ها و یا حتی پیر شدن والدین مون رو ببینیم. مثل من که به تازگی متوجه شدم از بالکن خانه کودکی هام, خانه ای که سالهای سال در اون زندگی کرده بودم, چه منظره زیبایی می شه هر روز تماشا کرد. شاید دیدن این  کوهها و دامنه های اونها زیاد هم مهم نباشه اما یادآور این مسئله است که تا دیر نشده دوباره به اطراف مون نگاه کنیم شاید چیزهای مهمتری رو باید ببینیم یا می دیدیم که تا حالا متوجه شون نشدیم و از کنارشون گذشتیم. حداقل می تونیم بگیم یادش به خیر. 

2 نوشته شده در  88/01/18ساعت 11:57  توسط طاهره کرمی | 
سال نو آمد...اما

سلام. سال نو همه مبارک باشه. آرزوی سلامتی برای همه تون دارم. اما شرمنده که نمی تونم از بهار و قشنگی هاش چیزی بنویسم, شرمنده که نمی تونم نیمه پر لیوان رو ببینم, شرمنده که دوباره رفتم تو فاز منفی دیدن, اما اینها همش واقعیته و باید گفت, باید بگم که از زیباییهای کاذب بهار متنفرم با تمام زیبایی های طبیعی اش, باید بگم که از دید و بازدید و تبریک سال نوی توی اداره متنفرم با وجود تمام علاقه ای که به دید و بازدید های خانوادگی دارم, باید بگم که حالم از دیدن قیافه های دورو نه, چند رویی که با لبخند مسخره ای می گن انشا الله سال خوبی داشته باشین, و توی دلشون دارن برای تمام سال برنامه ریزی می کنن که چه جوری زیر آب بزنن و جلوی موفقیت تو رو بگیرن متنفرم. اما خب شاید هم نباید گفت, شاید هم باید قبول کرد که اینها هم بخشی از زندگی هستن و شاید به همین خاطر باشه که ما آدمها هر سال و هر سال این نمایشها رو برگزار می کنیم تا مثلا رسم و رسوم رو به جا آورده باشبم اما کاش می دونستیم بهار پر از چیزهای قشنگیه که می شه دید و تحسین شون کرد بدون اینکه مجبور باشیم در مقابلشون به ریا و تزویر متوسل بشیم. بهار مال ما آدمها نیست مال طبیعته. خوبه که حداقل خداوند چشمهایی بهمون داده که باهاش می تونیم  زیبایی های واقعی بهار رو ببینیم.

پی نوشت: انشالله در پستهای بعدی گوشه ای از این زیبایی ها رو همراه با تصاویر آنها بهتون نشون می دم .

2 نوشته شده در  88/01/15ساعت 8:20  توسط طاهره کرمی | 
روزنه ها

سلام. گاهی انسان جملات یا کلماتی رو می شنوه که تا مدتها توی ذهنش مرور می شن یا ممکنه هیچوقت یادش نره. شاید به خاطر گوینده اش باشه و شایدم به خاطر مفهوم اون عبارات و ... چند وقت پیش من این جمله رو از انسانی متفکر و اهل مطالعه شنیدم: ما باید از روزنه های ریز تنفس کنیم نه اینکه روزنه ها را به روی خود ببندیم ٬ و اونقدر این جمله توی ذهنم تکرار و تکرار شده که نمی تونم در موردش چیزی ننویسم٬ فکر می کنم معناش واضح باشه اما دوست دارم شما هم مثل من به تفسیر بعد از جمله هم توسط همان شخص توجه کنید, ایشون به داستانی از یک انقلابی اشاره کرد:

بابی سندرز در زندان انگلیس هر روز از روزنه ای به اندازه یک سکه بیرون را تماشا می کرد و در آرزوی تماشای پرواز یک پرنده بود و از آن کار لذت می برد. عاقبت زندانبانان فهمیدند و آن دریچه را نیز به رویش بستند اما او با خودش فکر کرد که اگرچه این روزنه را بستند اما روزنه فکرم را کسی نمی تواند ببندد.

پی نوشت:بابی سندرز از مبارزان استقلال طلب ایرلندی بود كه در زندان دولت انگلیس دست به اعتصاب غذا زد و نهایتاً درگذشت.

2 نوشته شده در  87/12/18ساعت 8:1  توسط طاهره کرمی | 
روح زندگی

لذتی بالاتر از مطالعه نیست. تولستوی

کتاب بزرگترین اختراع بشر است. شکسپیر

اتاقی که در آن کتابی نباشد مانند بدنی است که روح ندارد. روسو

پی نوشت: درباره جمله اول و دوم نمی تونم صریحا نظر بدم چون فکر می کنم تا حدودی نسبی هستن و برای آدمای مختلف ممکنه تفاوت داشته باشن مثلا برای خود من گاهی موسیقی یا حتی آشپزی از مطالعه لذتبخش ترند هر چند در حالت عادی مطالعه رو ترجیح می دم یا مثلا من فکر می کنم برخی اختراعات دیگه مثل برق می تونن حتی بزرگتر از کتاب باشن, اما در مورد جمله سوم قطعا مطمئنم خانه ای که کتاب نداره روح زندگی در اون جاری نیست البته ممکنه برخی با من هم عقیده نباشن.

2 نوشته شده در  87/12/04ساعت 10:28  توسط طاهره کرمی | 
بهار در راه است

هر سال موسم هرس کردن درختا که می رسه صدای پای بهار هم شنیده می شه  و این یعنی درختا خودشون رو برای یه جشن زیبا آماده می کنن.

 اما نمی دونم امسال چرا مسئولین دانشگاه اینجوری به جون درختای بیچاره افتادن. آخه هرس کردن دیده بودیم ولی نه به این شدت!! آدم حس بدی بهش دست می ده  خصوصا با اون رنگ قرمزی که جای شاخه های بریده می زنن!!

 

به هر حال سلام به بهار حتی با درختهای سربریده

2 نوشته شده در  87/11/27ساعت 15:13  توسط طاهره کرمی | 
پایان نامه ای وبلاگی در کتابداری
Modeling the role of blogging in librarianship
by Stephens, Michael, Ph.D., University of North Texas, 2007, 182 pages; AAT 3290159
 

Abstract

This phenomenological study examines the motivations and experiences of librarians who author professionally-focused Weblogs. I constructed a model of librarianship based on Wilson and Buckland. The results show a close fit between librarian bloggers and the ideals of the field as expressed by two primary library and information science philosophers. A Web survey generated 239 responses to demographic and open-ended questions. Using the results of the survey, I analyzed demographic data and performed a phenomenological analysis of the open-ended questions. A list of category responses was generated from each set of answers via the coding of descriptive words and phrases. Results indicated the motivations of librarian bloggers are based around themes of sharing, participation in community, and enhanced professional development. Respondents reported feeling more connected to the profession and to colleagues across the world because of blogging. Respondents perceived the librarian blogosphere as a community with both positive aspects--feedback, discussion, and support--and negative aspects--insular voices, divides between technologists and librarians, and generational rifts. Respondents also reported an increased ability to keep current, improved writing skills, and opportunities to speak and contribute to professional journals.

2 نوشته شده در  87/11/21ساعت 13:25  توسط طاهره کرمی | 
منابع جدید با موضوع وبلاگ های کتابداری

طرح پژوهشی با عنوان "ارزیابی رویکردهای ممکن به پدیده وبلاگ از نقطه نظر خدمات کتابداری و اطلاع رسانی" که در واقع فاز دوم پایان نامه کارشناسی ارشد خودم بود بالاخره بهار امسال به پایان رسید و در معاونت پژوهشی دانشگاه تهران و پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران در اختیار محققان قرار دارد.
چکیده این طرح:

در سالهاي اخير وبلاگ به عنوان يکي از محصولات نسل جديد اينترنت يا آنچه وب2 ناميده مي شود جاي خود را به خوبي يافته است, کتابداران و اطلاع رسانان نيز با توجه به ماهيت رشته خود و نقش هاي متفاوتي که به عنوان کتابدار در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رساني ايفا مي کنند, مي توانند از وبلاگ به عنوان محملي سريع و آسان براي اطلاع رساني و اشتراک دانش استفاده نمايند. در اين پژوهش تعداد 150 وبلاگ کتابداري و اطلاع رساني انگليسي زبان به منظور بررسي و تحليل روابط ميان نوع وبلاگ ها (شخصي, کتابخانه اي و گروهي) و ساختار محتوايي و تکنيکي آنها, به صورت نمونه گيري هدفمند انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفته اند. يافته هاي پژوهش نشان مي دهند که بين نوع وبلاگ  و نحوه روزآمدي آنها ارتباط معناداري وجود دارد, همچنين بين نوع وبلاگ و امکانات و محتوي آنها  نيز ارتباط معنادار است. اما بين نوع وبلاگ و نوع ابزار وبلاگ نويسي ارتباط معناداري وجود ندارد و در برخي موارد هم رابطه معناداري در سطوح مختلف وجود داشته است مانند رابطه بين اهداف وبلاگ نويسي و نوع وبلاگ ها که در چهار مورد معنادار نبوده و در پنج مورد معنادار بوده است. محققين معتقدند که روابط فوق مي توانند در جامعه وبلاگ هاي کتابداري و اطلاع رساني ايراني هم وجود داشته باشند.

همچنین پایان نامه های زیر که قبلا هم درباره شان نوشته بودم:

اره کشان, مائده (1386). بررسي استفاده از وبلاگ براي آموزش و اطلاع رساني در ميان اعضاي هيئت علمي رشته كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه هاي شهر تهران. پايان نامه کارشناسي ارشد  کتابداري و اطلاع رساني, دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران.

نيکخواه, زهره (1386). تحليل محتوي وبلاگ هاي کتابداري و اطلاع رساني فارسي. پايان نامه کارشناسي ارشد  کتابداري و اطلاع رساني, دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران.

غیر از این دو پایان نامه ظاهرا پایان نامه دیگه ای هم در دانشگاه علوم پزشکی ایران, دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی دفاع شده بوده که متاسفانه من ازش بی اطلاع بودم اما نتایج اش در مقاله ای با مشخصات زیر چاپ شده:

اسکروچي, رقيه؛ فرهادي, مريم و حقاني, حميدرضا (1385). مقايسه وبلاگ هاي کتابخانه ها و کتابداران ايراني با وبلاگ هاي برتر؛ 1385 . فصلنامه مديريت سلامت. دوره 10. شماره 30. (زمستان )1386. ص. 33-42.

غیر از اینها بزودی کتابشناسی ای درباره مقالات و منابع منتشر شده فارسی با موضوع وبلاگ های کتابداری دراین وبلاگ منتشر خواهم کرد (فقط خواهشمندم محققان عزیز اونو توی کتابهاشون چاپ نکنن)

 

2 نوشته شده در  87/11/20ساعت 13:36  توسط طاهره کرمی | 
روزگاری که گذشت...

به همین زودی و به فاصله یه چشم به هم زدن چهار سال از اولین روزی که این وبلاگ متولد شد گذشت, اما همیشه برای من انگار همین دیروز اتفاق افتاده, هنوز هم همون جوری و با همون حس می نویسم و احساس می کنم تمام خواننده هامو می شناسم, بعضی هاشون رو در جاهای مختلف و بر حسب اتفاق دیدم و با هاشون آشنا شدم, هر چند بیشتر منو با وبلاگ گروهی می شناسن اما راستش رو بگم طعم این وبلاگ که اولین وبلاگم بود چیز دیگه ایه. یه جورایی باهاش مانوسم و برام هویت خاصی داره. البته بهمن ماه برای من یادآور تولدهای زیادیه, خیلی از دوستام و همینطور خودم و مادرم بهمنی هستیم و من تمام اینها رو با هم هر سال توی وبلاگم جشن می گیرم. اما هر سال حس می کنم هر دوتامون داریم کم کم تغییر می کنیم ( به عبارت ساده تر سنی ازمون گذشته)٬ با اینکه خانمها معمولا دوست ندارن کسی سن واقعی شون رو بدونه در عوض وبلاگ ها هر چی سنشون بالاتر باشه نشون از قدمت بیشترشونه و دست کم فرق تولد ما آدمها (خانمها) با وبلاگ ها می تونه همین باشه.

2 نوشته شده در  87/11/09ساعت 12:59  توسط طاهره کرمی | 
عدو شود سبب خیر....

گاهی اتفاقاتی تو زندگی مون می افته که ممکنه مدتی بعد حکمت اش رو بفهمیم, خوبه که تو اینجور وقتها که معمولا هم خاطر آدم آزرده است در مورد خدا و قضا و قدر زود قضاوت نکنیم٬ خصوصا وقتی هایی که کسی باعث می شه که اون اتفاق بیفته اونهم از نوع بدخواهانه اش, اینجاس که می فهمین شاعر بیخودی نگفته عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد , امیدوارم شما هم مثل من به این نتیجه رسیده باشین که در هر حال به خدا اطمینان کامل داشته باشین.

2 نوشته شده در  87/11/08ساعت 8:55  توسط طاهره کرمی | 
علم بهتر است یا ...؟

سلام. دو هفته قبل برای خرید کتابی به میدان انقلاب رفتم اما هرچی گشتم فایده ای نداشت اول می خواستم در این مورد توی وبلاگ درباره بی نزاکتی و اخلاق ناجور برخی فروشنده های کتاب بنویسم اما با کمی بالا پایین کردن دیدم بیچاره ها بعضی هاشون حق دارن خصوصا اگر روزی دست کم 50 تا مشتری مثل من داشته باشن!! خب بالاخره مجبور شدم سری هم به دست دوم فروشی ها بزنم و به یکی دو تا از زیر زمینهای پاساژهای انقلاب که محل خرید و فروش این جور کتابها بود سر زدم توی یکی از این اماکن مقدس تابلویی نظرم رو جلب کرد و منو که اساسا کنجکاو هستم اما دل و جرات وارد شدن به چنین ماجراهایی رو ندارم مجبور کرد این دفعه ناپرهیزی کنم و سر از ماجرا در بیاورم, تابلویی دیدم با این مضمون: " تبدیل پایان نامه به مقاله ISI" ؛ البته مشابه چنین آگهی ها و تابلوهایی اون حوالی زیاده با مضمونهایی از قبیل نوشتن پایان نامه, پروپوزال, مقاله و ... در اسرع وقت؛ اما این یکی خیلی جالب بود. رفتم از خانم مربوطه پرسیدم معنی این تابلو چیه؟ (کمی خودم رو به کوچه علی چپ زدم!) فرمودند ما پایان نامه شما را می گیریم و در ازائ 300 هزار تومان ناقابل آن را تبدیل به یک مقاله ISI می کنیم البته اگر بخواهید Accept هم بگیرید باید 600 هزار تومان ناقابل دیگه هم مرحمت کنید. ضمنا خانم مربوطه رشته من را نیز پرسیدند گمان می کنم این تعرفه علوم انسانی باشد احتمالا تعرفه رشته های دیگر (فنی و پزشکی و علوم و ..) گرانتر است. خب کمی حساب کتاب کردم دیدم اگر آدم دستش به اندازه 900 هزار تومان به دهانش برسد سرمایه گذاری خوبی است خصوصا با تشویقات و امتیازاتی که مقالات ISI در سیستم آموزشی و پژوهشی ایران دارند. تازه هر سال کلی هم به تولید علم مون در دنیا اضافه می شه و رتبه مون هی بالا و بالاتر می ره. (مزاح بود٬ زیاد جدی نگیرید ) اما پس تکلیف اونهایی که واقعا اهل تحقیق و مطالعه هستن و ماهها و گاهی سالها برای نوشتن یک مقاله خوب و چاپ اون وقت صرف می کنن چیه؟ مرز سره از ناسره رو چه جوری باید تشخیص داد و دست آخر اینکه به نظر شما کدامیک بهتر است علم یا ...؟!

2 نوشته شده در  87/10/23ساعت 9:14  توسط طاهره کرمی | 
مقاله ای فارسی درباره کتابخانه 2

با سلام. دکتر نوروزی به تازگی مقاله ای درباره وب 2 و کتابخانه 2 در کتاب ماه کلیات آبان ماه (شماره 131) منتشر کرده اند. همچنین نقد و معرفی ای هم از کتابی انگلیسی در همین موضوع نوشته اند که در همان منبع منتشر شده است. پیشنهاد می کنم دوستان علاقمند به این موضوعات حتما مقاله ایشان و سایر مطالب این شماره از کتاب ماه کلیات را که به وب 2 پرداخته است, مطالعه نمایند.

نوروزی، علیرضا (١٣٨٧). کتابخانه ٢: خدمات کتابخانه‌ای مبتنی بر وب ٢. کتاب ماه کلیات، آبان، ص.٢۴-٣۵.

2 نوشته شده در  87/10/10ساعت 8:34  توسط طاهره کرمی | 
یک ابتکار خوب

سلام. اول از هر چیز بگم که خواننده های عزیز دیگه شاکی نشین چون امروز می خوام یه مطلب مثبت بنویسم! از تابستان که تونستم دوباره عضو کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران بشم از اینکه مجددا می تونسم از این مجموعه غنی استفاده کنم خیلی خوشحال شدم اما برای مدت دو ماه کتابخانه به خاطر قفسه خوانی تعطیل شد و این مواجه شده بود با آغاز مدیریت جدید کتابخانه خانم دکتر فهیم نیا که فکر کنم اولین کتابداری هستند که تا کنون این سمت رو داشته است, راستش یقینا منتظر تغییرات زیادی در کتابخانه بودم که مطمئنم اتفاق افتادن اما حداقل برای شخص من جالبترین قسمت جدا کردن تمامی کتب ادبیات و برخی کتب کامپیوتر و درسی مهم بود که بصورت قفسه باز در مخزنی جدا ارائه شده اند. راستش اولین باری که این موضوع رو فهمیدم در پوست خودم نمی گنجیدم و از اینکه دوباره (بعد از دوران دانشجویی و کارورزی) می تونم راحت بین قفسه های کتابهای مورد علاقه ام بگردم و اونها رو لمس کنم و نگاه کنم و بیشتر از اون از اینکه مجبور نبودم ساعتها توی صف جستجوی کتاب و سفارش اون منتظر بمونم و دست اخر هم کتابی رو که می خواستم به دستم نرسه, بسیار خوشحال شدم. مدتها بود که می خواستم دراین مورد بنویسم اما می ترسیدم این طرح موقتی باشه تا اینکه چندی پیش پرسیدم و مطمئن شدم حالا حالاها من می تونم به کتابهای مورد علاقه ام به صورت آزاد دسترسی داشته باشم . از مدیریت کتابخانه مرکزی یا هر کتابدار یا غیر کتابدار با ذوقی که باعث و بانی این کار بوده واقعا متشکرم و بهشون دست مریزاد می گم. این کار مزایای زیادی برای مراجعان و کتابداران داره مثل: تلف نشدن وقت هر دو گروه به خاطر اینکه تعداد زیادی از مراجعان کتابخانه مرکزی فقط بدنبال این نوع کتب هستن و البته انتخاب چنین کتب از طریق قفسه باز و گردش در اونها خیلی لذت بخش و مفیدتره؛ ترافیک میز امانت هم تا حدود زیادی کم شده و البته فکر می کنم رضایت مراجعانی مانند من هم بسیار بسیار بالاتر رفته؛ نمی دونم دیگه چه تغییراتی در این کتابخانه دوست داشتنی انجام شده ولی هر چه باشه من همه رو به فال نیک گرفته و اونها رو به مدیریت یک کتابدار فرهیخته مربوط می دونم.

پی نوشت: از زمان اجرای این طرح سرعت مطالعه من مثل سرعت نور بالا رفته و شدم یه کرم کتاب حسابی!

2 نوشته شده در  87/10/07ساعت 10:56  توسط طاهره کرمی | 
وبلاگ زدگی

سلام. امروز می خوام درباره مسئله ای حرف بزنم که خودم هم هنوز نمی دونم اصلا وقت اش رسیده یا نه؟

آیا مدتهاست که در وبلاگتون چیزی ننوشتین؟ دیگه حوصله شو ندارین؟ از وب و اینترنت خسته شدین؟ فکر می کنین وبلاگ بنویسین, خب که چی بشه؟ یه عده بیان مطالب شما رو بخونن و ازتون تعریف کنن یا خوششون نیاد و بد و بیراه بگن, خب بازم که چی؟ اصلا کی می خونه؟

از زبان یک وبلاگ نویس:  وقت تلف کردنه, نه بهتره دیگه ننویسم.... اصلا دیگه تو وبلاگ فلانی کامنت نمی نویسم چرا اون برای من کامنت نمی ذاره؟ چرا منو لینک نکرده؟

از زبان یک وبلاگ نویس گروهی: اصلا چرا همش من می نویسم؟ مگر این وبلاگ گروهی نیست, پس چرا فلانی و فلانی و ... 6 ماهه چیزی ننوشتن؟ چرا من جور اونا رو بکشم, مفت و مجانی همه از اطلاعات من استفاده کنن؟....

از زبان یک خواننده وبلاگ: وبلاگ فلانی رو بخونم که چی بشه؟ همش از خودش می نویسه. وبلاگ گروهی هم که شده جای یه مشت بچه, چیز دندون گیری نمی نویسن. اصلا دیگه کامنت نمی نویسم....

 پی نوشت: اگر شما دارای یک یا چند تا از علائم فوق هستین, در مرز وبلاگ زدگی قرار گرفته اید یا اینکه دچار آن شده اید.

پی نوشت ۲: این مطلب تفکرات شخصی نویسنده است و امیدوارم کسی یا کسانی دچار سوگیری نشوند.

2 نوشته شده در  87/09/13ساعت 9:11  توسط طاهره کرمی | 
منابع آزمون دکتری دانشگاه تهران

سلام. یکی از خوانندگان عزیز وبلاگ خواسته بودند منابع آزمون دکتری کتابداری دانشگاه تهران را در وبلاگ بگذارم. با عرض شرمندگی از روی این دوست عزیز و سایر دوستان به خاطر اینکه متاسفانه چنین لیستی ندارم و گروه کتابداری هم هیچوقت چنین لیستی را معرفی و منتشر نکرده اما می توانم تجارب شخصی خودم و سایر دوستانم را در اختیارتان قرار دهم. (گفتنی است این موارد در مورد سایر گروه های کتابداری هم کمابیش صادق است)

1- برای موفقیت در آزمون زبان عمومی باید کتاب لغاتی مثل 504 واژه یا Essential words toefl را بخوانید و البته گرامر هم خوب بلد باشید.

2-  برای گذر از زبان تخصصی کتابداری هر چه به دستتان رسید بخوانید! و خصوصا روی مهارتهای ترجمه  متن های کوتاه انگلیسی به فارسی و برعکس کار کنید.

3- اما برای متون تخصصی کتابداری در هر یک از موضوعات حتما کتابها و مقالات منتشر شده توسط اساتید مربوطه را بخوانید (اگر بتوانید جزوات کلاسی آنها را هم پیدا کنید خیلی خوب است)

نکته۱: البته دانشگاه تهران از نظر اساتید و نوع سلیقه ها تغییرات زیادی کرده است مثلا در آزمون امسال نوع سوالات برخی دروس نسبت به دو سال قبل 100 درصد تغییر کرده بود٬ پس شدیدا مواظب تغییرات گروه و نوع دروسی که اساتید تدریس می کنند باشید.

نکته۲: یک مسئله دیگر را هم مد نظر داشته باشید٬ در آزمون تهران زبان تخصصی حرف اول را می زند چون ضریب 3 دارد اما سایر دروس همگی ضریب یک هستند بنابراین بیشتر وقت خود را صرف زبان کنید, البته مواظب باشید ممکن است این مورد هم تا سری بعدی جذب دکتری در دانشگاه تهران تغییر کند. (این جور اتفاقات در ایران بصورت لحظه ای تغییر می کنند مثل قیمتها!)

2 نوشته شده در  87/07/29ساعت 9:38  توسط طاهره کرمی | 
سیاه... سفید...
 

سلام. اعتراف می کنم که یادم رفته بود دنیا فقط سفید و سیاه و خاکستری نیست , دنیا رنگیه ٬بستگی داره با چه نوع تفکری بهش نگاه کنی, ممکنه آدم مجبور باشه برای مدتی با تلویزیون سیاه و سفید نگاش کنه اما بازم فرقی نداره و دنیا همچنان رنگارنگه, خورشید هر روز به رنگ طلایی طلوع می کنه و با رنگ طلایی هم غروب می کنه حتی اگه ما دوست نداشته باشیم.

پی نوشت: با نیم نگاهی به مطلب اخیر وبلاگم (به عنوان یک خواننده نه نویسنده وبلاگ) دلم گرفت و از اینکه خواننده ها رو مجبور کرده بودم دنیا رو به رنگ سیاه و سفید٬ از دریچه وبلاگ من٬ ببینند بسیار ناراحت شدم, امیدوارم بتونم این رنگ رو عوض کنم. البته منظورم نوع نگاهه٬ واضح و مبرهن است که هنوز هم فریاد به جایی نمی رسه .

 

2 نوشته شده در  87/07/17ساعت 8:44  توسط طاهره کرمی | 
 
براي عضويت در وبلاگ كتابداري! آدرس ايميل خودرا وارد كنيد


powered by Bloglet