سلام. آیا تا به حال شده از چیزی ناراحت بشین یا از دست کسی عصبانی بشین؟ در چنین موقعیتی چکار می کنین؟ داد می زنین؟ یا ساکت و بی صدا یه گوشه می شینین و به شانس خودتون لعنت می فرستین؟ بحث رو یه جور دیگه شروع می کنم آیا شده تا به حال یک روز از زندگی تون پر از دردسر و بدبیاری و به قولی بدشانسی باشه. مثلا: شب دچار بی خوابی بشین, صبح خواب بمونین و با عجله از خونه بیرون بزنین و به همین دلیل با یک صف چند کیلومتری ترافیک مواجه بشید, بعد تاکسی گیرتون نیاد یا اگر بیاد راننده اش از شما دو برابر کرایه بگیره و نتونین اعتراض کنین, اتوبوس شلوغ باشه و اتوبوس بعدی دیر بیاد یا اصلا اون روز راننده اش عشق اش بکشه که تو اون ایستگاه نگه نداره!! خب مسلمه که دیر می رسین سر کارتون و اتفاقا همون روز رئیس تون شما رو می بینه و فکر می کنه شما هر روز دیر می آین!! بعد فیش حقوقی تون رو می دن دستتون و ... اتفاقا همون روز موعد پرداخت اجاره خونه و قبض آب و برق و گاز و تلفن و این جور چیزهاست و باید به بانک برین! خب وقتی وارد بانک می شین با یه صف کیلومتری دیگه مواجه می شین و کارمندی که تازه کاره و مثل لاک پشت کار می کنه! بعد از یکی دو ساعت علافی در بانک به اداره بر می گردین ولی متاسفانه بازم رئیس تون شما رو توی راه می بینه و از اینکه در ساعت اداری دنبال کار شخصی تون رفتین شما رو مواخذه می کنه.( راستی چرا مرخصی ساعتی نگرفتین؟) خسته و کوفته می آین ناهار بخورین که یه دفعه می بینین غذایی که ازش متنفرین منتظر شماست, با بی میلی چند لقمه می خورین و بقیه اش رو به سطل آشغال می بخشین. بعد از ظهر اون روز با همکارتون حرف تون می شه و با ناراحتی به خونه می رین و دوباره ترافیک و تاکسی و اتوبوس و همون برنامه های صبح بعلاوه اینکه ممکنه سر راه توی نانوایی و میوه فروشی و سوپر مارکت هم بدلیل رعایت نکردن نوبت و جنس خراب و گرانی یه چند تا دعوای دیگه هم بکنین. وقتی هم می رسین خونه که مثلا استراحت کنین... خب احتمالات این قسمت خیلی متنوعه بنابراین از ذکر اونها خودداری می کنم و بقیه ماجرا رو به شما می سپرم..... و اما شب که می خواین مثلا سرتون روی بالش بگذارین و مثلا راحت بخوابین تمام این جریانان دوباره مثل فیلمی بصورت اسلوموشن از جلوی دیدگان مبارکتون می گذره و شما را دچار بد خوابی یا بی خوابی می کنه و فردا صبح حتما یه روز دیگه است اما چه نوع روزی خدا می دونه! البته زندگی همیشه هم اینجوری بیرحم نیست و خلاف اش هم هست اما تجربه نشون می ده که در شهرهای بزرگ چنین روزهایی در زندگی افراد بسیار بیشتر تکرار می شن بنابراین گاهی انسان احتیاج داره که با تمام قدرت فریاد بزنه و نیروهای منفی درونش رو خالی کنه, اما کجا و چگونه؟ با این زندگی آپارتمان نشینی و مستاجری؟ پس بهتره جایی فراید بزنین که در عین اینکه فریادتون کاملا بی صداست اما همه اونو بشنون. جایی که مردم حداقل در روز یک یا چندبار به اون سر می زنن, جایی مثل اینترنت, جایی ساکت و آرام و بدون حد و مرز, جایی مثل همین جا, وبلاگ!
فریادهای بی صدا
2
نوشته شده در 86/08/05ساعت 10:37  توسط طاهره کرمی |
