تبليغاتX
وبلاگ کتابداری
اینهم نوعی از مدیریت ایرانی

سلام. امروز قرار بود کتابخانه رو که مدتی بود از هجوم حشرات موذی رنج می برد سمپاشی کنند, ساعت 10 صبح به اطلاع همه رسوندند که کتابخانه بعلت سمپاشی راس ساعت 2 بعدازظهر تعطیل می شود. حالا بماند که چند نفر از دانشجویان با دیدن این آگهی سرجایشان میخکوب شدند یا بر شانس بد خود لعنت فرستادند. اما کارمندان بیچاره کتابخانه! هنوز که ساعت ۴۵/2 بعد ازظهر است نمی دانند باید چکار کنند؟ آیا محل کار خود را ترک کنند یا بمانند و سمپاشی شوند؟! هیچ کس هم جوابگو نیست در نتیجه برای کاری که براحتی می شد از یک روز قبل برنامه ریزی کرد و مراتب را به اطلاع همه رساند مردم را سرگردان و بلانکلیف نگه داشته اند. در نتیجه همه به جای کار کردن دارند وقت تلف می کنند تا کی سمپاش های محترم تشریف بیاورند و ما تشریف ببریم و دانشجویان هم کماکان از ورود به کتابخانه محروم هستند در حالیکه هیچ خبری نیست. به همین راحتی و به همین سادگی.....

ما ایرانی ها یاد گرفتیم همیشه همه چیز را مطابق با سود و منفعت خودمون تنظیم کنیم. در کتابخانه دقیقا راس ساعت ۲ بسته شد و در مقابل فریادهای دانشجویان بینوا فقط و فقط سخنان کلیشه ای کتابداران عزیز به گوش می رسید که به علت سمژاشی تعطیلی است مگر اطلاعیه را ندیدیدو... در حالیکه الان با خیال راحت همان کتابداران عزیز نشستند و در کنار نوای موسیقی دارند تمام انرژی خود را در قالب الفاظی بنام صحبت کردن (و در اصل غیبت دیگران) صرف می کنند.

جدیدا منم یاد گرفتم از همه چیز و همه کسی ایراد بگیرم.

2 نوشته شده در  87/02/18ساعت 14:34  توسط طاهره کرمی | 
 
براي عضويت در وبلاگ كتابداري! آدرس ايميل خودرا وارد كنيد


powered by Bloglet