سلام. چند روز پيش شازده كوچولو رو برده بودم پارك. بعضي از بچه ها برعكس از روی سرسره بالا مي رفتن (البته ناگفته نماند كه اينكار براي همه بچه ها لذتبخشه
) كاوه هم مي خواست اينكارو بكنه... و من داشتم براش توضيح مي دادم كه چرا نبايد برعكس از سرسره بالابره... در همين وقت پدر و پسري به طرف سرسره آمدن و پدر به پسرش گفت: ببينم مي توني برعكس از سرسره بالا بري؟...!!!!... و من ماندم و حرفي كه توي دهنم خشكيد و پسرم كه نمي دونست بالاخره اگر بالارفتن برعكس از سرسره كار خوبي نيست پس چرا اون پدر پسرش رو تشويق به اينكار كرد؟!!
يه بارم توي يه وسيله نقليه عمومي نشسته بوديم يك نفر از پنجره آشغال به بيرون مي ريخت... اين مسئله براي شازده كوچولو جالب اومد و از اونجايي كه من بهش گفته بودم نبايد آشغال بريزه بيرون از ماشين با صداي بلند ازم پرسيد كه چرا اون آقا اينكارو مي كنه؟
درچنين شرايطي چكار بايد كرد؟ چجوري به بچه اي كه بيشتر حرفهاي والدين اش رو در جامعه برعكس مي بينه و همش مي پرسه چرا؟ ، جوابي بدم كه قانع كننده باشه؟ آيا واقعا مثال ادب از كه آموختي؟ از بي ادبان درسته؟