۱۳۸۴/۰۸/۰۲ ساعت 14:9 توسط طاهره کرمی
|
به پایان آمد این دفتر....

بالاخره پس از دوندگیهای مربوطه از کسوت دانشجویی پس از ۷ سال درآمدم، اما بسیار متاسفم که دیگر دانشجو نیستم. این وبلاگ به عنوان یکی از بهترین خاطرات دوران دانشجویی ام به شمار می رود و هرگاه شروع به وبلاگ نویسی می کنم احساس می کنم هنوز دانشجو هستم. زمان مثل برق می گذرد، انگار همین دیروز بود که برای ثبت نام در دانشگاه، به شیراز رفتم، سفر من به شیراز و ۴ سال زندگی در این شهر از پربارترین سالهای زندگی ام بود یاد و خاطره اساتید بزرگوارم در این دانشگاه و دوستان بسیار مهربانم همیشه با من است، اولین کلاس درس با دکتر جوکار، مهربان و جدی و البته کمی سخت گیر!!، کلاس مبانی کتابداری مرحومه استاد فرزین فرشته مهربان گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه شیراز، با لبخندی همیشه بر لب و لهجه بسیار زیبای شیرازی(خداوند روح ایشان را قرین رحمت فرماید)، کلاس سازماندهی استاد احمدی لاری، یک کلاس شاد شاد و روز امتحان...عزای عمومی، کلاس ساختمان و تجهیزات آقای پرتو، و امتحانات چهار گزینه ای!، زبان تخصصی با دکتر مهراد، با کلاس و البته مهربان، و دکتر حیاتی و سازماندهی۳ و رده بندی بسیار محترم LC و اما کلاس ماشین نویسی و سرکارخانم زاهدانی، آماده... شروع.....تمام! و دوستان بسیار خوبم که الان هر کدام در گوشه ای از ایران هستند و برای تمام آنها آرزوی موفقیت دارم.
و همچنین سپاسگذار اساتید و دوستان خوبم در دوره کارشناسی ارشد در دانشگاه تهران هم هستم، و این بار به دور از شیطنت های دوران کارشناسی و با دید تازه ای به تحصیل، یاد این دوستان را هم گرامی میدارم، دکتر حری و تحقیق های ۸ نمره ای!!، دکتر باقری و تکالیف کلاسی، مصمم و مهربان، دکتر علومی، استاد راهنمای من هم در تحصیل و هم در زندگی، مهندس نقشینه و پروژه ۲۰ نمره ای! ، استاد اعتماد به نفس دادن به دانشجو. و دوستانم در این دوره که برای آنها هم آرزوی موفقیت دارم.
قصدم از گفتن این حرف ها فقط مرور خاطرات و تشکر از کسانی بود که هر یک به نحوی مرا یاری کردند. و از خانواده بسیار مهربانم، پدر فداکار و مادر دلسوزم و برادارن و خواهرانم که همیشه مشوق من بودند بسیار سپاسگذارم.
و اما به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی است.
این وبلاگ کماکان به کار خود ادامه خواهد.جادارد از تمام دوستانی هم که با نظرات خود در این وبلاگ مرا یاری کردند تشکر کنم.