۱۳۸۵/۰۲/۱۸ ساعت 7:52 توسط طاهره کرمی | 

عناوین زیر از اولین و بهترین کتابها درباره وبلاگ و وبلاگ نویسی هستند که در کتابخانه مرکزی دانشگاه آزاداسلامی٬ واحد علوم و تحقیقات تهران موجود می باشند. به دوستانی که درباره وبلاگ کار پژوهشی می کنند توصیه می کنم از این کتابها استفاده کنند٬ (خصوصا مورد اول و چهارم)٬ تا جایی که من در فهرست کتابخانه های ایرانی جستجو کردم تقریبا هیچ کتابخانه ای کتابی با موضوع وبلاگ ندارد٬ البته به غیر از آن چند عنوان کتاب فارسی که البته کمی در کتاب نامیدن آنها شک وجود دارد!!

 Bloood, Rebecca (2002). " The weblog handbook: practical advice on creating and maintaining your blog". Cambridge: Perseus publishing

Bausch, paul; Haughey, Matthew and hourihan, Meg (2002). "we Blog: Publishing online with weblogs". Indianapolis: Wiley publishing, Inc

Stauffer, Todd (2002)." Blog on: The essential guide to building Dynamic weblogs". New york: McGraw-Hill/Osborne

"We've got Blog: How weblogs are changing our culture"(2002). From the editors of Perseus publishing. Cambridge: Perseus publishing

۱۳۸۵/۰۲/۱۲ ساعت 7:55 توسط طاهره کرمی | 
ایسنا  و وبلاگ های مرده

ایسنا برای مطلب وبلاگ های مرده این عکس رو گذاشته!! ضمنا بالاخره فرهنگ استناد دادن رو کم کم دارن یاد می گیرن. جای بسی تبریک داره !!! لینک خبر در ایسنا و لینک عکس

۱۳۸۵/۰۲/۰۹ ساعت 8:2 توسط طاهره کرمی | 

وبلاگ هاي مرده
نتايج يک پژوهش روي 3634 وبلاگ نشان مي دهد که يک سوم اين وبلاگ ها بيش از دو ماه از آخرين روزآمدي آنها مي گذرد.
در آخرين مطالعاتي که روي وبلاگ هاي کتابداري مندرج در راهنماهاي اينترنتي
انجام دادم, مشخص شد که از 852 وبلاگ مربوط به کتابداران يا کتابخانه ها , تعداد 325 وبلاگ در يک سال گذشته حتي يک مطلب منتشر نکرده اند.
در ميان وبلاگ هاي کتابداري فارسي هم با اينکه تعداد آنها هنوز به 100 هم نرسيده است تعداد وبلاگ هاي فعال که مرتب روزآمد مي شوند ممکن است از تعداد انگشتان دست تجاوز نکند. اکثر اين وبلاگ ها در طول يک سال تنها چند مطلب ارسال مي کنند(چندي پيش تعداد 10 وبلاگ کتابداري بعلت اينکه در 6 ماه گذشته حتي يک ارسال هم نداشتند از فهرست اين وبلاگ حذف شدند) در حاليکه تعداد بسيار کمي ازوبلاگ هاي کتابداري مقدار بسيار زيادي اطلاعات منتشر مي کنند. شايد بتوان قانون لوتکا را در اين مورد بکار برد.

وبلاگ هاي کتابداري و قانون لوتکا
لوتکا براي دستيابي به انگاره توليد مولفان در يک حوزه علمي, تعداد مقاله هايي را که يک فرد منتشر مي کند مورد توجه قرار داد و دريافت که بين تعداد نوشته ها و تعداد افرادي که نوشته ها را بوجود مي آورند نوعي رابطه معکوس وجود دارد, وي دريافت که تعداد بسياري از افراد تعداد کمي نوشته توليد مي کنند, در حالي که تعداد اندکي از افراد تعداد زيادي نوشته توليد مي کنند.(دياني, 1377)

نيمه عمر وبلاگ ها
Gina Venolia
در پژوهشي با عنوان"A Matter of Life or Death: Modeling Blog Mortality" به بررسي چرخه مرگ و مير وبلاگ ها و محاسبه نيمه عمر آنها با استفاده از T-test پرداخته است.
نويسنده با استفاده از ابزاروبلاگ نويسي
LiveJournal به بررسي چگونگي چرخه زندگي و مرگ وبلاگ ها ومواردي مانند نسبت وبلاگ هاي مرده و محاسبه نيمه عمر آنها و همچنين سرعت ارسال مطالب در يک وبلاگ مي پردازد. LiveJournal اطلاعاتي مانند آمار تعداد وبلاگ هاي تازه متولد شده و تعداد پستهاي تازه ارسال شده را در هر روز نمايش مي دهد و اين داده هاي خام براي بررسي بسيار مناسب هستند. وي با استفاده از داده هاي اين سايت (تا سال 2003 ميلادي) مانند: تعداد وبلاگ هايي که درهر هفته روزآمد شده اند, تعداد وبلاگ ها و پستهاي جديد در هر روز, نيمه عمر وبلاگ ها را محاسبه کرده است.
نويسنده ساده ترين مدل زندگي و مرگ وبلاگ ها را به اين صورت بيان مي دارد:
1- هنگاميکه يک وبلاگ ايجاد مي شود فعال است و ممکن است پستهايي به آن ارسال شوند.
2- ممکن است وبلاگ براي هميشه بميرد و هيچ پستي به آن ارسال نشود.
3- ممکن است يک وبلاگ براي مدتي مرده محسوب شود.
4- پس از زوال وبلاگ احتمال دارد يک شب وبلاگ دوباره زنده شود.
اما سرعت زوال وبلاگ ها به چه صورت است؟ نويسنده با استفاده از سه ميانگين زير نيمه عمر وبلاگ ها رامحاسبه کرده است:
ميانگين تعداد پستهاي ارسال شده در هر وبلاگ در هر روز
تناسب برآوردشده ارسال هاي نهايي واقعي در هر روز
تناسب برآوردشده وبلاگ هاي نهايي واقعي با ارسال هاي اخير

در پايان نويسنده متذکر مي شود که محاسبه نيمه عمر وبلاگ ها که در اين تحقيق يک سال برآورد شده بود مي تواند شيوه مناسبي براي تخمين تعداد وبلاگ هاي مرده و زنده باشد. وي همچنين محدوديت هاي موجود در اين پژوهش را عنوان کرده و اشاره مي کند که اين نوع تحقيقات به شيوه هاي ديگري نيز مي تواند انجام شود, به عنوان مثال: اطلاعات يک, دو يا چند ابزار و ميزبان وبلاگ نويسي با هم مقايسه شوند يا اين نوع تحقيق در نوع خاصي از وبلاگ ها از نظر موضوعي انجام شود.

۱۳۸۵/۰۲/۰۶ ساعت 14:57 توسط طاهره کرمی | 

آیا وبلاگ ها هم می میرند؟
تا حالا به این مسئله فکر کرده اید که آیا وبلاگ ها هم می میرند؟ آیا تا به حال یک قبرستان وبلاگی دیده اید؟ یا مطلبی در این باره شنیده یا خوانده اید؟ آیا موقع سرچ در گوگل به دهها صفحه مرده برخورده اید؟منظور از صفحات مرده چیست؟ منظور از وبلاگ مرده چیست؟
چند وقت پیش به مطلبی در نقد وبلاگ ها برخوردم که نویسنده آن ناجوانمردانه به وبلاگ ها حمله کرده بود متاسفانه خود این مطلب در قالب وبلاگ نوشته شده بود و بازهم متاسفانه همین وبلاگ الان مرده است و نمی توانم به آن لینک بدهم اما بخشی از مطالب آن را عینا بازگو می کنم. این نویسنده عصبانی وبلاگ زده می نویسد:

من از وبلاگ‌ها، اين وبلاگ‌هاي لعنتي متنفرم
وبلاگ‌ها يک مصيبت به تمام معنا هستند. هر بار که ايميل‌هايم را نگاه مي‌کنم، اين پيام تکراري خونم را به جوش مي‌آورد: «وبلاگ من به روز شد. حتما نگاه کنيد.» اما هر بار که به وبلاگ‌ها سر مي‌زنم، هيچ خبر جديدي نيست. از ميان هر هزار خط، يک جمله قابل تامل به چشم مي‌خورد که آن هم از سايت‌هاي خبري کپي شده است.
واقعا چه کسي اهميت مي‌دهد وبلاگ‌نويس‌ها ديشب چه خورده‌اند يا تازگي کدام کتاب را خوانده‌اند؟ هيچ کس! چه کسي اين همه وبلاگ را مي‌خواند؟ هيچ کس؛ شايد وبلاگ‌نويس‌هايي که به وبلاگ‌ها دوستان‌شان سر مي‌زنند تا يک نفر هم نوشته‌هاي آنها را بخواند. «سلام، خيلي قشنگ نوشته بودي، لطفا سري هم به وبلاگ من بزن». وبلاگ‌نويسي يک فرايند تبليغي بيهوده است، يک چرخه بيمار. آدم‌ها لينک وبلاگ‌ديگران را در صفحه‌هاي‌شان مي‌گذارند تا ديگران هم آدرس آنها را در گوشه‌اي تبليغ کنند. به خاطر همه اين‌هاست که من از وبلاگ‌ها متنفرم.
سوپ وبلاگ‌ها که قرار بود پيش‌غذا يا شايد دسر اينترنت باشد، امروز تبديل به اصلي‌ترين خوراک ديجيتال ما شده است. هر بار که در موتور گوگل جستجو مي‌کنم، صدها صفحه باز مي‌شود که نيمي از آنها نوشته‌هاي خسته‌کننده و بي‌اهميت وبلاگ نويس‌ها هستند. اگر مي‌خواهيد درباره متروهاي لندن اطلاعاتي به دست بياوريد، جستجو در اينترنت ديگر به هيچ‌جا نمي‌انجامد
وی وبلاگ نویسها را در ده رده طبقه بندی کرده اس:!!!
1) دسته اول وبلاگ‌نويس‌ها مي‌نويسند تا خود را به نمايش بگذارند
.
۲
) دسته دوم وبلاگ‌نويس‌ها کساني هستند که از عدم توجه ديگران به خود رنج مي‌برند
.
۳
) دسته سوم وبلاگ‌نويس‌ها واقعا اين توهم را دارند که جهان تشنه شنيدن نظرات گهربار آنهاست و آنها اگر سر در جيب مراقبت فرو برند و سکوت کنند، به تمدن و انسانيت خيانت کرده‌اند
.
۴
) دسته چهارم وبلاگ‌نويس‌ها آدم‌هاي حرافي هستند که نمي‌توانند دهان‌شان راببندند
.
۵
) دسته ديگر وبلاگ‌نويس‌ها، جارچي‌ها هستند. آنها صبح تا شب در خيابان‌هاي اينترنتي چرخ مي‌زنند و اخبار مهم را فرياد مي‌کشند.
6) دسته ديگر وبلاگ‌نويس‌ها آدم‌هاي کسالت‌آوري هستند که کار ديگري جز نشستن روبه‌روي مانيتور بلد نيستند. آنها به وبلاگ ديگران سر مي‌زنند تا ديگران هم وبلاگ آنها را بخوانند. چرا؟
۷) دسته هفتم وبلاگ‌نويس‌ها، دسته عجيبي هستند که به هيچ منطقي جور درنمي‌آيند.اين دسته از وبلاگ‌نويس‌ها در دنياي واقعي، احساس بي‌ارزشي و توخالي بودن‌مي‌کنند، اما در وبلاگ خود هيچ کس را آدم به حساب نمي‌آورند.
۸) دسته ديگر وبلاگ نويس‌ها، درباره عقايد پوچ خود حرفي نمي‌زنند، اما مدام عقايد توخالي ديگران را بلغورمي‌کنند.
۹) دسته ديگر وبلاگ‌نويس‌ها آنهايي هستند که درباره جزيي‌ترين مسايل با شما بحث مي‌کنند و اين تبحر را دارند که پيش‌افتاده‌ترين مسايل را بحران‌هاي جهاني نشان ‌دهند.
10) دسته آخر وبلاگ نويس‌ها «دوستداران نوستالوژي» هستند. آنها براي هيچ کس جز خودشان نمي‌نويسند
.

یکی از طرفداران وبلاگ هم در کامنت نسبتا مفصلی پاسخ پرسشهای این وبلاگ ننویس را داده اند که بعلت زیادی آن از درج آن خودداری می کنم. اما وبلاگ یک پزشک هم در جواب این وبلاگ ننویس ٬منتقدان وبلاگ نویسی را دسته بندی کرده اند که خواندن آن خالی از فایده نیست.وبلاگ یک پزشک

اما همه اینها را گفتم تا مقدمه ای باشد درباره موضوع جدیدی که درباره آن تحقیق می کنم و در پستهای آینده مطالب بیشتری خواهم نوشت و آن مرگ وبلاگ ها است.
ادامه دارد......

مشخصات
سال 1384 براي پايان نامه كارشناسي ارشدم وبلاگي با نام "وبلاگ كتابداري" ايجاد كردم كه حدودا تا ده سال بعدش مطلب مي نوشتم ولي زندگي... الان دوباره قصد نوشتن كرده دلم...اينبار نه فقط براي درس و پايان نامه...