سلام. دیروز توی تقویم رسمی کشور ما روز کارمند بود. اما دریغ از یه تبریک خشک و خالی حتی توی سایت دانشگاه!! حالا جشن و گردهمایی و ... بماند
پیشنهاد می شود این روز رو از تقویم حذف کنن.
و اما بعد... تعطیلات اجباری- استحقاقی- تشویقی مون تموم شد و کلی کتاب نخونده موند روی دستم
بالاخره اون آدم زرنگ تر از خودم جنایت و مکافات رو هنوزم برام نیاورده که بخونم ولی کوری ژوزه ساراماگو رو خوندم واقعا یه شاهکار ادبیه و جایزه نوبل کاملا حق این کتاب بوده. اگر نخوندین حتما حتما حتما بخونین. من همیشه فکر می کردم این یه داستان عاشقانه آبکی باشه و کوری اسم یه زنه
اما در واقع اینطوری نیست. قصه اش در مورد کور شدن همه آدمای یه شهره جالب اینجاست که توی این داستان هیچ کدوم از شخصیتها و مکانها اسم ندارن و حتی زمان هم مشخص نیست. با وجود این خواننده به راحتی میتونه با شخصیتهای رمان ارتباط ذهنی برقرار کنه. زیبایی و جذابیت این کتاب قابل وصف نیست.
پی نوشت یه هفته بعدش: البته دانشگاه برامون جشن گرفت و کارمندای نمونه رو هم معرفی کرد اما کاش نمی کرد. یه ولوله (یا بهتره بگم زلزله ای) انداختن بین کارمندا و دیگر هیچ. شخصا بابت این تاخیر یه هفته ای عذرخواهی مسئولین رو قبول می کنم.![]()