سلام. دوستای عزیزی که خوندیدن و کامنت گذاشتین٬ ممنونم. اما درد کتابدار بودن فقط تاخیر و جریمه نیست این یکی از دردهایی یه که قابل گفتن بود متاسفانه خیلی هاش قابل ذکر نیست. دوست عزیزم که نوشته بودی:
"ميخواستم بگم خوشا بحالتون كه درد هاي كتابداري رو فقط تاخيري كتاب ميدونيد پس اگه جاي ما كتابداران نهادي باشيد كه هيچيك از استانداردهايي كه توي دانشگاه خونديم توي كتابخونه هاي عمومي اجرا نميشه و امكانات و تجهيزات اجرا رو نداره ،اصلا منبع كافي و متناسب با نياز مخاطب نداريم ،همچنين مجبوريم اكثر كتابخونه ها رو بصورت تك نفره اداره كنيم درضمن نگران قسط عقب افتاده با اين حقوقهاي پايينمون باشيم اونوقت تاخير كتابارو درد كتابداري نمي دونستيد پس اگه جاي ما باشيد چه ميكنيد خوش بحالتون كه جاي ما نيستيد."
باید بگم که کتابخونه های دانشگاهی هم دست کمی از کتابخونه های عمومی ندارن. اینجا هم استانداردهایی که خوندیم رعایت نمی شه. امکانات و تجهیزاتی هم که هست متاسفانه دیگه دارن قدیمی می شن. وضعیت منابع هم خیلی جالب نیست خصوصا با گرانی های کاغذ و کتاب توی دو سال اخیر. ضمنا اگر نمایشگاه کتاب نباشه تقریبا کتابخونه های دانشگاهی هیچ خریدی نمی تونن انجام بدن. در مورد اینکه ناچارین یکنفره همه کارهای کتابخونه رو انجام بدین. با اینکه می دونم سخته اما بهتون غبطه می خورم. نداشتن همکار از داشتن همکارای دردسرساز بسی بهتره دوست من.
کمبود نیروی کتابدار تحصیلکرده عاشق کار اینجا بیداد می کنه. ضمنا از نظر فرهنگی هم هنوز کتابخونه ها توی دانشگاه ها همون حکم تبعیدگاه رو دارن متاسفانه.
ادامه دارد...