۱۳۸۸/۰۲/۲۷ ساعت 8:12 توسط طاهره کرمی | 

سلام. 24 اردیبهشت نشستی درباره وبلاگ های کتابدرای در نمایشگاه کتاب برگزار شد که علیرغم اشتیاق فراوان نتونستم در این نشست شرکت کنم , البته به عنوان یک بلاگر و محقق نه سردمدار بلاگرهای کتابدار ایرانی! (بدون سوگیری) اما آنچه در این نشست بحث شده شامل: نتایج یافته های علمی در مورد وبلاگها و ارائه تجربیات و نظرات پیرامون وبلاگ نویسی و چند نکته کوتاه در مورد گروهی نوشتن وبلاگ  و همچنین:اهمیت وبلاگها, تاریخچه مختصر وبلاگهای کتابداری, نحوه ارزیابی وبلاگهای کتابداری, بایدها و نبایدها در وبلاگ نویسی, تجربیات وبلاگ نویسان, اخلاق کامنت گذاری و رعایت اصول اخلاقی در وبلاگ نویسی, و گریزی کوتاه به وبلاگ گروهی٬ بوده است.

اطلاعات بیشتر را از خبرگزاری کتاب مطالعه فرمایید.

 

با تشکر از آقای اصنافی برای ارسال اطلاعاتی درباره این نشست.

 

۱۳۸۸/۰۲/۱۹ ساعت 14:23 توسط طاهره کرمی | 

سلام. هر سال بهار دیدن هر روز این گلهای قشنگ و با طراوات هر روز صبح منو سر ذوق می آره و این تنها قسمتی از دانشکده است که به نظرم زیباست٬ البته به  غیر از قفسه های کتاب!. شما را در این زیباییها شریک می کنم و به دوربین عهد عتیق موبایلم همچنان مفتخرم!

پی نوشت: کاش خانمی که هر روز برای دختر لوسش تعداد زیادی از این گلهای قشنگ رو می چینه می تونست به بچه اش یاد بده که گل رو نباید چید بلکه باید بوئید و دید و تحسین کرد.


         

 

    

 

 

 

    

 این عکسها رو هم بهار سال گذشته گرفته بودم (البته با دوربین دیجیتالی)

 

     

 

   

 

۱۳۸۸/۰۲/۱۵ ساعت 11:28 توسط طاهره کرمی | 

در این لینک برخی از کتابهای تازه منتشر شده رو در موضوع کتابخانه 2 می بینید که به برخی از صفحات شون بصورت محدود دسترسی داشته و می تونید بخونید. البته اگه قبلش می خواهید اطلاعاتی درباره کتابخانه 2 داشته باشین به این لینک مراجعه کنید.Michael Casey از جمله افرادیه که در این زمینه مقالات زیادی نوشته و اخیرا کتابی هم نوشته که باید جالب باشه.(مورد اول فهرست کتاب ایشونه) 

 

 

۱۳۸۸/۰۲/۰۹ ساعت 9:25 توسط طاهره کرمی | 

سلام. با اینکه با خودم قرار گذاشته بودم که توی این بهار فقط به زیبایی های طبیعت توجه کنم و در این مورد هم کلی عکس تهیه کرده بودم که بزارم تو وبلاگ ولی توی این حال و هوای بهاری که امسال به برکت بارون واقعا رنگ یه بهار واقعی رو گرفته ما کتابداران دوباره دچار تب تغییر نام رشته مون شدیم. الان یک دهه است که من وارد این حوزه شدم و از همون اولین روزهای  مهر 1377 که تازه دانشجوی این رشته ناشناخته بودیم به ما گفتن که می خواهیم اسم رشته تون رو عوض کنیم, توی هیاهو و خوشحالی بچه های سال بالایی من مونده بودم که چرا؟ مگه کتابداری چه عیبی داره؟ اما جرات پرسیدن نداشتم؟ چون من این رشته رو دوست داشتم و با اینکه هیچ اطلاعاتی در موردش نداشتم اما اونو انتخاب کرده بودم نه اینکه اشتباها به خاطر پر کردن یه خونه جابجا توی فرم انتخاب رشته ام سر از کتابداری درآورده باشم یا اینکه به خاطر پر کردن هر 100 تا رشته ناچار شده باشم کتابداری رو هم انتخاب کنم و ...

القصه میون تمام اون نظرات اساتید و بزرگان که برای همه شون احترام قائلم باید بگم به عنوان یک کتابدار با این نوع تغییر نام رشته مخالفم و اصولا ترجیح می دم همون کتابداری ناشناخته باشیم تا بشیم مدیریت اطلاعات! اگر هم قراره تغییری صورت بگیره باید اول افق سالهای آینده رو در نظر گرفت و همچنین محتوی و کارکردهای بالقوه رشته رو شناخت بعد متناسب با اونها نام رو تغییر داد نه اینکه از زیر پرچم یکی بریم زیر پرچم یکی دیگه! اصولا چرا مستقل نباشیم؟ چرا وقتی مثل قارچ دانشکده تو دانشگاه ها رشد پیدا می کنه اونهم بدون هیچ زمینه آموزشی قبلی! کتابداری که عمری 50 ساله آکادمیک تو ایران داره (شایدم بیشتر) هنوز نتونسته یه دانشکده مستقل داشته باشه ؟ مثلا کارآفرینی چی داره که کتابداری نداره؟ چرا خودمون رو باور نداریم؟

بر خلاف بیشتر دوستان که موقع معرفی رشته شون خجالت می کشن من هیچوقت موقع گفتن نام رشته ام سرم رو پایین ننداختم و هر توضیحی لازم بوده برای معرفی رشته ام به فرد یا افراد ارائه دادم.

اگر نظرات کتابدار ها رو بخونین ,حداقل اونهایی که براشون مهمه, می فهمین که اکثرا ترجیح می دن کماکان کتابدار بمونن تا مدیر اطلاعات!! اطلاعات مبسوط و کامل در این مورد را از وبلاگ گروهی کتابداران ایران بخوانید.

۱۳۸۸/۰۱/۲۳ ساعت 8:39 توسط طاهره کرمی | 

سلام. قرار شد بخشی از زیبایی های بهار رو با هم ببینیم. می دونم خیلی از شما فکر می کنین غرب ایران جز کوه چیزی نداره اما اشتباه می کنین, میون اون کوهها پر از زیبایی یه٬ مثل این روستا:

 روستاي پالنگان زيباترين روستاي تاريخي كردستانه كه سوغاتش كشك و گيوه اس. روستايي با معماري ويژه پله كاني كه چشم انداز منحصربه فردي داره. پالنگان در 57 كيلومتري كامياران قرار داره و اهالی اش به لهجه اورامي صحبت مي كنن. علاوه بر معماري زيباي اين روستا، عبور رودخانه سيروان از میان روستا، قلعه تاريخي پالنگان، آبشارهاي متعدد پله كاني و چشمه هاي آب معدني جلوه خاصي را به اين روستا بخشيدن.ضمنا بهترين خوراكي پذيرايي از گردشگران در این روستا طبخ انواع ماهيه. خب بقیه اش رو هم ببینین بهتره تا من بگم.

 

 

 

۱۳۸۸/۰۱/۱۹ ساعت 12:2 توسط طاهره کرمی | 

 بهار هر سال با تمام قشنگیهاش یادآور خاطره ای تلخ در خاطرم است, پر کشیدن کسی که تاثیر زیادی در زندگی و موفقیت ام داشت. چقدر باور این رفتن آنهم در چنین وقتی از سال هنوز برایم سخت است. ما بچه ها (بچه های آنوقتها) فرشته مهربان می خواندیمش. روحش شاد و یادش گرامی.

 

 

 

 

۱۳۸۸/۰۱/۱۸ ساعت 11:57 توسط طاهره کرمی | 

سلام. گاهی انسان ممکنه سالهای سال چیزی جلوی چشماش باشه اما اونو نبینه. ممکنه دلایل مختلفی داشته باشه. گاهی ما آدما فرصت نداریم زیباییهای طبیعی٬ بزرگ شدن بچه ها و یا حتی پیر شدن والدین مون رو ببینیم. مثل من که به تازگی متوجه شدم از بالکن خانه کودکی هام, خانه ای که سالهای سال در اون زندگی کرده بودم, چه منظره زیبایی می شه هر روز تماشا کرد. شاید دیدن این  کوهها و دامنه های اونها زیاد هم مهم نباشه اما یادآور این مسئله است که تا دیر نشده دوباره به اطراف مون نگاه کنیم شاید چیزهای مهمتری رو باید ببینیم یا می دیدیم که تا حالا متوجه شون نشدیم و از کنارشون گذشتیم. حداقل می تونیم بگیم یادش به خیر. 

۱۳۸۸/۰۱/۱۵ ساعت 8:20 توسط طاهره کرمی | 

سلام. سال نو همه مبارک باشه. آرزوی سلامتی برای همه تون دارم. اما شرمنده که نمی تونم از بهار و قشنگی هاش چیزی بنویسم, شرمنده که نمی تونم نیمه پر لیوان رو ببینم, شرمنده که دوباره رفتم تو فاز منفی دیدن, اما اینها همش واقعیته و باید گفت, باید بگم که از زیباییهای کاذب بهار متنفرم با تمام زیبایی های طبیعی اش, باید بگم که از دید و بازدید و تبریک سال نوی توی اداره متنفرم با وجود تمام علاقه ای که به دید و بازدید های خانوادگی دارم, باید بگم که حالم از دیدن قیافه های دورو نه, چند رویی که با لبخند مسخره ای می گن انشا الله سال خوبی داشته باشین, و توی دلشون دارن برای تمام سال برنامه ریزی می کنن که چه جوری زیر آب بزنن و جلوی موفقیت تو رو بگیرن متنفرم. اما خب شاید هم نباید گفت, شاید هم باید قبول کرد که اینها هم بخشی از زندگی هستن و شاید به همین خاطر باشه که ما آدمها هر سال و هر سال این نمایشها رو برگزار می کنیم تا مثلا رسم و رسوم رو به جا آورده باشبم اما کاش می دونستیم بهار پر از چیزهای قشنگیه که می شه دید و تحسین شون کرد بدون اینکه مجبور باشیم در مقابلشون به ریا و تزویر متوسل بشیم. بهار مال ما آدمها نیست مال طبیعته. خوبه که حداقل خداوند چشمهایی بهمون داده که باهاش می تونیم  زیبایی های واقعی بهار رو ببینیم.

پی نوشت: انشالله در پستهای بعدی گوشه ای از این زیبایی ها رو همراه با تصاویر آنها بهتون نشون می دم .

۱۳۸۷/۱۲/۱۸ ساعت 8:1 توسط طاهره کرمی | 

سلام. گاهی انسان جملات یا کلماتی رو می شنوه که تا مدتها توی ذهنش مرور می شن یا ممکنه هیچوقت یادش نره. شاید به خاطر گوینده اش باشه و شایدم به خاطر مفهوم اون عبارات و ... چند وقت پیش من این جمله رو از انسانی متفکر و اهل مطالعه شنیدم: ما باید از روزنه های ریز تنفس کنیم نه اینکه روزنه ها را به روی خود ببندیم ٬ و اونقدر این جمله توی ذهنم تکرار و تکرار شده که نمی تونم در موردش چیزی ننویسم٬ فکر می کنم معناش واضح باشه اما دوست دارم شما هم مثل من به تفسیر بعد از جمله هم توسط همان شخص توجه کنید, ایشون به داستانی از یک انقلابی اشاره کرد:

بابی سندرز در زندان انگلیس هر روز از روزنه ای به اندازه یک سکه بیرون را تماشا می کرد و در آرزوی تماشای پرواز یک پرنده بود و از آن کار لذت می برد. عاقبت زندانبانان فهمیدند و آن دریچه را نیز به رویش بستند اما او با خودش فکر کرد که اگرچه این روزنه را بستند اما روزنه فکرم را کسی نمی تواند ببندد.

پی نوشت:بابی سندرز از مبارزان استقلال طلب ایرلندی بود كه در زندان دولت انگلیس دست به اعتصاب غذا زد و نهایتاً درگذشت.

۱۳۸۷/۱۲/۰۴ ساعت 10:28 توسط طاهره کرمی | 

لذتی بالاتر از مطالعه نیست. تولستوی

کتاب بزرگترین اختراع بشر است. شکسپیر

اتاقی که در آن کتابی نباشد مانند بدنی است که روح ندارد. روسو

پی نوشت: درباره جمله اول و دوم نمی تونم صریحا نظر بدم چون فکر می کنم تا حدودی نسبی هستن و برای آدمای مختلف ممکنه تفاوت داشته باشن مثلا برای خود من گاهی موسیقی یا حتی آشپزی از مطالعه لذتبخش ترند هر چند در حالت عادی مطالعه رو ترجیح می دم یا مثلا من فکر می کنم برخی اختراعات دیگه مثل برق می تونن حتی بزرگتر از کتاب باشن, اما در مورد جمله سوم قطعا مطمئنم خانه ای که کتاب نداره روح زندگی در اون جاری نیست البته ممکنه برخی با من هم عقیده نباشن.

۱۳۸۷/۱۱/۲۷ ساعت 15:13 توسط طاهره کرمی | 

هر سال موسم هرس کردن درختا که می رسه صدای پای بهار هم شنیده می شه  و این یعنی درختا خودشون رو برای یه جشن زیبا آماده می کنن.

 اما نمی دونم امسال چرا مسئولین دانشگاه اینجوری به جون درختای بیچاره افتادن. آخه هرس کردن دیده بودیم ولی نه به این شدت!! آدم حس بدی بهش دست می ده  خصوصا با اون رنگ قرمزی که جای شاخه های بریده می زنن!!

 

به هر حال سلام به بهار حتی با درختهای سربریده

۱۳۸۷/۱۱/۲۱ ساعت 13:25 توسط طاهره کرمی | 
Modeling the role of blogging in librarianship
by Stephens, Michael, Ph.D., University of North Texas, 2007, 182 pages; AAT 3290159
 

Abstract

This phenomenological study examines the motivations and experiences of librarians who author professionally-focused Weblogs. I constructed a model of librarianship based on Wilson and Buckland. The results show a close fit between librarian bloggers and the ideals of the field as expressed by two primary library and information science philosophers. A Web survey generated 239 responses to demographic and open-ended questions. Using the results of the survey, I analyzed demographic data and performed a phenomenological analysis of the open-ended questions. A list of category responses was generated from each set of answers via the coding of descriptive words and phrases. Results indicated the motivations of librarian bloggers are based around themes of sharing, participation in community, and enhanced professional development. Respondents reported feeling more connected to the profession and to colleagues across the world because of blogging. Respondents perceived the librarian blogosphere as a community with both positive aspects--feedback, discussion, and support--and negative aspects--insular voices, divides between technologists and librarians, and generational rifts. Respondents also reported an increased ability to keep current, improved writing skills, and opportunities to speak and contribute to professional journals.

۱۳۸۷/۱۱/۲۰ ساعت 13:36 توسط طاهره کرمی | 

طرح پژوهشی با عنوان "ارزیابی رویکردهای ممکن به پدیده وبلاگ از نقطه نظر خدمات کتابداری و اطلاع رسانی" که در واقع فاز دوم پایان نامه کارشناسی ارشد خودم بود بالاخره بهار امسال به پایان رسید و در معاونت پژوهشی دانشگاه تهران و پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران در اختیار محققان قرار دارد.
چکیده این طرح:

در سالهاي اخير وبلاگ به عنوان يکي از محصولات نسل جديد اينترنت يا آنچه وب2 ناميده مي شود جاي خود را به خوبي يافته است, کتابداران و اطلاع رسانان نيز با توجه به ماهيت رشته خود و نقش هاي متفاوتي که به عنوان کتابدار در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رساني ايفا مي کنند, مي توانند از وبلاگ به عنوان محملي سريع و آسان براي اطلاع رساني و اشتراک دانش استفاده نمايند. در اين پژوهش تعداد 150 وبلاگ کتابداري و اطلاع رساني انگليسي زبان به منظور بررسي و تحليل روابط ميان نوع وبلاگ ها (شخصي, کتابخانه اي و گروهي) و ساختار محتوايي و تکنيکي آنها, به صورت نمونه گيري هدفمند انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفته اند. يافته هاي پژوهش نشان مي دهند که بين نوع وبلاگ  و نحوه روزآمدي آنها ارتباط معناداري وجود دارد, همچنين بين نوع وبلاگ و امکانات و محتوي آنها  نيز ارتباط معنادار است. اما بين نوع وبلاگ و نوع ابزار وبلاگ نويسي ارتباط معناداري وجود ندارد و در برخي موارد هم رابطه معناداري در سطوح مختلف وجود داشته است مانند رابطه بين اهداف وبلاگ نويسي و نوع وبلاگ ها که در چهار مورد معنادار نبوده و در پنج مورد معنادار بوده است. محققين معتقدند که روابط فوق مي توانند در جامعه وبلاگ هاي کتابداري و اطلاع رساني ايراني هم وجود داشته باشند.

همچنین پایان نامه های زیر که قبلا هم درباره شان نوشته بودم:

اره کشان, مائده (1386). بررسي استفاده از وبلاگ براي آموزش و اطلاع رساني در ميان اعضاي هيئت علمي رشته كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه هاي شهر تهران. پايان نامه کارشناسي ارشد  کتابداري و اطلاع رساني, دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران.

نيکخواه, زهره (1386). تحليل محتوي وبلاگ هاي کتابداري و اطلاع رساني فارسي. پايان نامه کارشناسي ارشد  کتابداري و اطلاع رساني, دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران.

غیر از این دو پایان نامه ظاهرا پایان نامه دیگه ای هم در دانشگاه علوم پزشکی ایران, دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی دفاع شده بوده که متاسفانه من ازش بی اطلاع بودم اما نتایج اش در مقاله ای با مشخصات زیر چاپ شده:

اسکروچي, رقيه؛ فرهادي, مريم و حقاني, حميدرضا (1385). مقايسه وبلاگ هاي کتابخانه ها و کتابداران ايراني با وبلاگ هاي برتر؛ 1385 . فصلنامه مديريت سلامت. دوره 10. شماره 30. (زمستان )1386. ص. 33-42.

غیر از اینها بزودی کتابشناسی ای درباره مقالات و منابع منتشر شده فارسی با موضوع وبلاگ های کتابداری دراین وبلاگ منتشر خواهم کرد (فقط خواهشمندم محققان عزیز اونو توی کتابهاشون چاپ نکنن)

 

۱۳۸۷/۱۱/۰۹ ساعت 12:59 توسط طاهره کرمی | 

به همین زودی و به فاصله یه چشم به هم زدن چهار سال از اولین روزی که این وبلاگ متولد شد گذشت, اما همیشه برای من انگار همین دیروز اتفاق افتاده, هنوز هم همون جوری و با همون حس می نویسم و احساس می کنم تمام خواننده هامو می شناسم, بعضی هاشون رو در جاهای مختلف و بر حسب اتفاق دیدم و با هاشون آشنا شدم, هر چند بیشتر منو با وبلاگ گروهی می شناسن اما راستش رو بگم طعم این وبلاگ که اولین وبلاگم بود چیز دیگه ایه. یه جورایی باهاش مانوسم و برام هویت خاصی داره. البته بهمن ماه برای من یادآور تولدهای زیادیه, خیلی از دوستام و همینطور خودم و مادرم بهمنی هستیم و من تمام اینها رو با هم هر سال توی وبلاگم جشن می گیرم. اما هر سال حس می کنم هر دوتامون داریم کم کم تغییر می کنیم ( به عبارت ساده تر سنی ازمون گذشته)٬ با اینکه خانمها معمولا دوست ندارن کسی سن واقعی شون رو بدونه در عوض وبلاگ ها هر چی سنشون بالاتر باشه نشون از قدمت بیشترشونه و دست کم فرق تولد ما آدمها (خانمها) با وبلاگ ها می تونه همین باشه.

۱۳۸۷/۱۱/۰۸ ساعت 8:55 توسط طاهره کرمی | 

گاهی اتفاقاتی تو زندگی مون می افته که ممکنه مدتی بعد حکمت اش رو بفهمیم, خوبه که تو اینجور وقتها که معمولا هم خاطر آدم آزرده است در مورد خدا و قضا و قدر زود قضاوت نکنیم٬ خصوصا وقتی هایی که کسی باعث می شه که اون اتفاق بیفته اونهم از نوع بدخواهانه اش, اینجاس که می فهمین شاعر بیخودی نگفته عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد , امیدوارم شما هم مثل من به این نتیجه رسیده باشین که در هر حال به خدا اطمینان کامل داشته باشین.

۱۳۸۷/۱۰/۲۳ ساعت 9:14 توسط طاهره کرمی | 

سلام. دو هفته قبل برای خرید کتابی به میدان انقلاب رفتم اما هرچی گشتم فایده ای نداشت اول می خواستم در این مورد توی وبلاگ درباره بی نزاکتی و اخلاق ناجور برخی فروشنده های کتاب بنویسم اما با کمی بالا پایین کردن دیدم بیچاره ها بعضی هاشون حق دارن خصوصا اگر روزی دست کم 50 تا مشتری مثل من داشته باشن!! خب بالاخره مجبور شدم سری هم به دست دوم فروشی ها بزنم و به یکی دو تا از زیر زمینهای پاساژهای انقلاب که محل خرید و فروش این جور کتابها بود سر زدم توی یکی از این اماکن مقدس تابلویی نظرم رو جلب کرد و منو که اساسا کنجکاو هستم اما دل و جرات وارد شدن به چنین ماجراهایی رو ندارم مجبور کرد این دفعه ناپرهیزی کنم و سر از ماجرا در بیاورم, تابلویی دیدم با این مضمون: " تبدیل پایان نامه به مقاله ISI" ؛ البته مشابه چنین آگهی ها و تابلوهایی اون حوالی زیاده با مضمونهایی از قبیل نوشتن پایان نامه, پروپوزال, مقاله و ... در اسرع وقت؛ اما این یکی خیلی جالب بود. رفتم از خانم مربوطه پرسیدم معنی این تابلو چیه؟ (کمی خودم رو به کوچه علی چپ زدم!) فرمودند ما پایان نامه شما را می گیریم و در ازائ 300 هزار تومان ناقابل آن را تبدیل به یک مقاله ISI می کنیم البته اگر بخواهید Accept هم بگیرید باید 600 هزار تومان ناقابل دیگه هم مرحمت کنید. ضمنا خانم مربوطه رشته من را نیز پرسیدند گمان می کنم این تعرفه علوم انسانی باشد احتمالا تعرفه رشته های دیگر (فنی و پزشکی و علوم و ..) گرانتر است. خب کمی حساب کتاب کردم دیدم اگر آدم دستش به اندازه 900 هزار تومان به دهانش برسد سرمایه گذاری خوبی است خصوصا با تشویقات و امتیازاتی که مقالات ISI در سیستم آموزشی و پژوهشی ایران دارند. تازه هر سال کلی هم به تولید علم مون در دنیا اضافه می شه و رتبه مون هی بالا و بالاتر می ره. (مزاح بود٬ زیاد جدی نگیرید ) اما پس تکلیف اونهایی که واقعا اهل تحقیق و مطالعه هستن و ماهها و گاهی سالها برای نوشتن یک مقاله خوب و چاپ اون وقت صرف می کنن چیه؟ مرز سره از ناسره رو چه جوری باید تشخیص داد و دست آخر اینکه به نظر شما کدامیک بهتر است علم یا ...؟!

۱۳۸۷/۱۰/۱۰ ساعت 8:34 توسط طاهره کرمی | 

با سلام. دکتر نوروزی به تازگی مقاله ای درباره وب 2 و کتابخانه 2 در کتاب ماه کلیات آبان ماه (شماره 131) منتشر کرده اند. همچنین نقد و معرفی ای هم از کتابی انگلیسی در همین موضوع نوشته اند که در همان منبع منتشر شده است. پیشنهاد می کنم دوستان علاقمند به این موضوعات حتما مقاله ایشان و سایر مطالب این شماره از کتاب ماه کلیات را که به وب 2 پرداخته است, مطالعه نمایند.

نوروزی، علیرضا (١٣٨٧). کتابخانه ٢: خدمات کتابخانه‌ای مبتنی بر وب ٢. کتاب ماه کلیات، آبان، ص.٢۴-٣۵.

۱۳۸۷/۱۰/۰۷ ساعت 10:56 توسط طاهره کرمی | 

سلام. اول از هر چیز بگم که خواننده های عزیز دیگه شاکی نشین چون امروز می خوام یه مطلب مثبت بنویسم! از تابستان که تونستم دوباره عضو کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران بشم از اینکه مجددا می تونسم از این مجموعه غنی استفاده کنم خیلی خوشحال شدم اما برای مدت دو ماه کتابخانه به خاطر قفسه خوانی تعطیل شد و این مواجه شده بود با آغاز مدیریت جدید کتابخانه خانم دکتر فهیم نیا که فکر کنم اولین کتابداری هستند که تا کنون این سمت رو داشته است, راستش یقینا منتظر تغییرات زیادی در کتابخانه بودم که مطمئنم اتفاق افتادن اما حداقل برای شخص من جالبترین قسمت جدا کردن تمامی کتب ادبیات و برخی کتب کامپیوتر و درسی مهم بود که بصورت قفسه باز در مخزنی جدا ارائه شده اند. راستش اولین باری که این موضوع رو فهمیدم در پوست خودم نمی گنجیدم و از اینکه دوباره (بعد از دوران دانشجویی و کارورزی) می تونم راحت بین قفسه های کتابهای مورد علاقه ام بگردم و اونها رو لمس کنم و نگاه کنم و بیشتر از اون از اینکه مجبور نبودم ساعتها توی صف جستجوی کتاب و سفارش اون منتظر بمونم و دست اخر هم کتابی رو که می خواستم به دستم نرسه, بسیار خوشحال شدم. مدتها بود که می خواستم دراین مورد بنویسم اما می ترسیدم این طرح موقتی باشه تا اینکه چندی پیش پرسیدم و مطمئن شدم حالا حالاها من می تونم به کتابهای مورد علاقه ام به صورت آزاد دسترسی داشته باشم . از مدیریت کتابخانه مرکزی یا هر کتابدار یا غیر کتابدار با ذوقی که باعث و بانی این کار بوده واقعا متشکرم و بهشون دست مریزاد می گم. این کار مزایای زیادی برای مراجعان و کتابداران داره مثل: تلف نشدن وقت هر دو گروه به خاطر اینکه تعداد زیادی از مراجعان کتابخانه مرکزی فقط بدنبال این نوع کتب هستن و البته انتخاب چنین کتب از طریق قفسه باز و گردش در اونها خیلی لذت بخش و مفیدتره؛ ترافیک میز امانت هم تا حدود زیادی کم شده و البته فکر می کنم رضایت مراجعانی مانند من هم بسیار بسیار بالاتر رفته؛ نمی دونم دیگه چه تغییراتی در این کتابخانه دوست داشتنی انجام شده ولی هر چه باشه من همه رو به فال نیک گرفته و اونها رو به مدیریت یک کتابدار فرهیخته مربوط می دونم.

پی نوشت: از زمان اجرای این طرح سرعت مطالعه من مثل سرعت نور بالا رفته و شدم یه کرم کتاب حسابی!

۱۳۸۷/۰۹/۱۳ ساعت 9:11 توسط طاهره کرمی | 

سلام. امروز می خوام درباره مسئله ای حرف بزنم که خودم هم هنوز نمی دونم اصلا وقت اش رسیده یا نه؟

آیا مدتهاست که در وبلاگتون چیزی ننوشتین؟ دیگه حوصله شو ندارین؟ از وب و اینترنت خسته شدین؟ فکر می کنین وبلاگ بنویسین, خب که چی بشه؟ یه عده بیان مطالب شما رو بخونن و ازتون تعریف کنن یا خوششون نیاد و بد و بیراه بگن, خب بازم که چی؟ اصلا کی می خونه؟

از زبان یک وبلاگ نویس:  وقت تلف کردنه, نه بهتره دیگه ننویسم.... اصلا دیگه تو وبلاگ فلانی کامنت نمی نویسم چرا اون برای من کامنت نمی ذاره؟ چرا منو لینک نکرده؟

از زبان یک وبلاگ نویس گروهی: اصلا چرا همش من می نویسم؟ مگر این وبلاگ گروهی نیست, پس چرا فلانی و فلانی و ... 6 ماهه چیزی ننوشتن؟ چرا من جور اونا رو بکشم, مفت و مجانی همه از اطلاعات من استفاده کنن؟....

از زبان یک خواننده وبلاگ: وبلاگ فلانی رو بخونم که چی بشه؟ همش از خودش می نویسه. وبلاگ گروهی هم که شده جای یه مشت بچه, چیز دندون گیری نمی نویسن. اصلا دیگه کامنت نمی نویسم....

 پی نوشت: اگر شما دارای یک یا چند تا از علائم فوق هستین, در مرز وبلاگ زدگی قرار گرفته اید یا اینکه دچار آن شده اید.

پی نوشت ۲: این مطلب تفکرات شخصی نویسنده است و امیدوارم کسی یا کسانی دچار سوگیری نشوند.

۱۳۸۷/۰۷/۲۹ ساعت 9:38 توسط طاهره کرمی | 

سلام. یکی از خوانندگان عزیز وبلاگ خواسته بودند منابع آزمون دکتری کتابداری دانشگاه تهران را در وبلاگ بگذارم. با عرض شرمندگی از روی این دوست عزیز و سایر دوستان به خاطر اینکه متاسفانه چنین لیستی ندارم و گروه کتابداری هم هیچوقت چنین لیستی را معرفی و منتشر نکرده اما می توانم تجارب شخصی خودم و سایر دوستانم را در اختیارتان قرار دهم. (گفتنی است این موارد در مورد سایر گروه های کتابداری هم کمابیش صادق است)

1- برای موفقیت در آزمون زبان عمومی باید کتاب لغاتی مثل 504 واژه یا Essential words toefl را بخوانید و البته گرامر هم خوب بلد باشید.

2-  برای گذر از زبان تخصصی کتابداری هر چه به دستتان رسید بخوانید! و خصوصا روی مهارتهای ترجمه  متن های کوتاه انگلیسی به فارسی و برعکس کار کنید.

3- اما برای متون تخصصی کتابداری در هر یک از موضوعات حتما کتابها و مقالات منتشر شده توسط اساتید مربوطه را بخوانید (اگر بتوانید جزوات کلاسی آنها را هم پیدا کنید خیلی خوب است)

نکته۱: البته دانشگاه تهران از نظر اساتید و نوع سلیقه ها تغییرات زیادی کرده است مثلا در آزمون امسال نوع سوالات برخی دروس نسبت به دو سال قبل 100 درصد تغییر کرده بود٬ پس شدیدا مواظب تغییرات گروه و نوع دروسی که اساتید تدریس می کنند باشید.

نکته۲: یک مسئله دیگر را هم مد نظر داشته باشید٬ در آزمون تهران زبان تخصصی حرف اول را می زند چون ضریب 3 دارد اما سایر دروس همگی ضریب یک هستند بنابراین بیشتر وقت خود را صرف زبان کنید, البته مواظب باشید ممکن است این مورد هم تا سری بعدی جذب دکتری در دانشگاه تهران تغییر کند. (این جور اتفاقات در ایران بصورت لحظه ای تغییر می کنند مثل قیمتها!)

۱۳۸۷/۰۷/۱۷ ساعت 8:44 توسط طاهره کرمی | 
 

سلام. اعتراف می کنم که یادم رفته بود دنیا فقط سفید و سیاه و خاکستری نیست , دنیا رنگیه ٬بستگی داره با چه نوع تفکری بهش نگاه کنی, ممکنه آدم مجبور باشه برای مدتی با تلویزیون سیاه و سفید نگاش کنه اما بازم فرقی نداره و دنیا همچنان رنگارنگه, خورشید هر روز به رنگ طلایی طلوع می کنه و با رنگ طلایی هم غروب می کنه حتی اگه ما دوست نداشته باشیم.

پی نوشت: با نیم نگاهی به مطلب اخیر وبلاگم (به عنوان یک خواننده نه نویسنده وبلاگ) دلم گرفت و از اینکه خواننده ها رو مجبور کرده بودم دنیا رو به رنگ سیاه و سفید٬ از دریچه وبلاگ من٬ ببینند بسیار ناراحت شدم, امیدوارم بتونم این رنگ رو عوض کنم. البته منظورم نوع نگاهه٬ واضح و مبرهن است که هنوز هم فریاد به جایی نمی رسه .

 

۱۳۸۷/۰۶/۲۳ ساعت 12:6 توسط طاهره کرمی | 

سلام.  از دوستانی که به این وبلاگ سر می زنن و دست خالی    برمی گردن پوزش می طلبم. بزودی تکلیفم رو با این وبلاگ روشن   می کنم.

پی نوشت: اگر خواستین ادامه تحصیل بدین پی همه چی رو به تن مبارکتون بمالین. (بدون شرح)

داخل پرانتز: به قول معروف جنبه داشته باشین (البته از نوع ایرانی و اسلامی اش)

 توضیح: عکس زینتی است!

۱۳۸۷/۰۵/۲۸ ساعت 12:46 توسط طاهره کرمی | 

 سلام. در ادامه مبحث غر زدنم این بار می خوام از مسئله ای حرف بزنم که حدود یکسال است با آن درگیرم. بحث داغ و پر حاشیه ی آزمونهای دکتری کتابداری امسال! در این مورد حرفهای بسیار زیادی هست اما هر حرفی رو هر جایی نمی شه گفت و هر گوشی گوش شنوا نیست بنابراین فقط به این نکته بسنده کنم که شیوه گزینش دانشجوی دکتری در دانشگاه های ایران مریض است . انشا الله اگر روزی خواستین امتحان دکتری بدین خودتون تمام این مسائل رو می فهمین چون ناخودآگاه هر حرف و شایعه و سخنی در این مورد براتون جالب و شنیدنی می شه. اما افسوس که به قول یکی از بزرگان: "گفتن از این موضوع زبان آدم را می سوزاند و نگفتن آن مغز استخوان آدم را" (فکر کنم مرحوم شاملو باشه)

اینها را نمی گم چون خودم در این راه موفق نشدم بلکه برعکس به عنوان اولین تجربه اونهم توی این نوع نظام آموزشی, همینکه تونستم تا یک قدمی پذیرش برم بسیار خرسندم و مطمئن هستم که از شایستگی ام چیزی کم نشده, در واقع دانشگاه ها باید بابت از دست دادن من و امثال من ناراحت باشن.

همین جا ضمن تبریک به تمامی دوستانی که در دوره دکتری پذیرفته شدن باید توضیح بدم که قصدم از نوشتن این مطالب به زیر سوال بردن تلاشهای این عزیزان نیست و نبوده و شخصا برای تمامی دانشجویان دکتری قدیم و جدید آرزوی موفقیت دارم٬ در هر صورت فرصتی بوده که این دوستان بنا به شرایط و توانایی و قابیلت های خودشون تونستن ازش استفاده کنن.

 

در مورد بیمار بودن نظام آموزشی همین را بدایند که یکی از اساتید به نحوه برگزاری آزمون خصوصا زمان اندک مصاحبه اعتراض کرده بودن و پاسخی که از مقامات بالا شنیده بودن بسیار جالبه: " مگر می خواهید اسب انتخاب کنید" . به نظر شما چه وجه تشابهی میان انتخاب اسب و دانشجوی دکتری هست؟؟

 

می دونم که این درد مشترک خیلی از کتابداران و غیر کتابداران است و حرف زدن درباره اون هیچ فایده ای نداره و مشکلی حل نمی شه. قبلا هم در گروه بحث کتابداری و وبلاگ گروهی درباره جنبه های مختلف برگزاری آزمونها (مسایل و مشکلات آزمونهای دکتری کتابداری), منابع و نحوه سوالات و ... (هیاهوی دکتری و فریادهای خاموش...) صحبت کردیم . فعلا باید سوخت و ساخت.

 

پی نوشت: شنیدن تجربیات دوستان دیگر در این مورد خالی از لطف نیست٬ خواهشن بدون اساعه ادب به بزرگان رشته. با تشکر

این بحث احتمالا ادامه دارد....

۱۳۸۷/۰۴/۰۴ ساعت 15:18 توسط طاهره کرمی | 
 

سلام. داشتم  مطلب جذاب وبلاگ آقای زین العابدینی رو با عنوان مدیریت ما و مدیریت بعضیا می خواندم و در پایان به نتیجه گیری های ایشون و یافته های خودم فکر می کردم و اتفاقاتی که هر از چند گاهی برای خودم در محیط کار می افته و تا مدتها منو دچار اعصاب خوردی و افسردگی و فرو رفتن در لاک خودم می کنه و باعث می شه یه تجربه جدید به تجربیات کاری ام اضافه کنم و یک قدم از خود واقعی ام دور بشم البته ناچارن. توضیح می دم: مثلا می گن خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو. اما من نمی تونم همرنگ جماعتی بشم که به ارباب رجوع به چشم دشمن و به کار به چشم دردسر و به همکارشون به چشم … نگاه می کنن. نمی تونم مثل مترسک وسط مزرعه وایسم و تنها به پروندن پرنده ها فکر کنم یا مثل آدم آهنی جز برنامه هایی که برام مشخص کردن هیچ خلاقیت و ابتکار دیگه ای نداشته باشم و تنها شیوه های قدیمی و گاه غلط دیگران رو ادامه بدم. و به همین دلایل و دهها دلیل دیگه نمی خوام همرنگ جماعت بشم و برعکس دوست دارم رنگی متفاوت داشته باشم اما ….

 در اون مطلب که مربوط به نحوه مدیریت شرکت گوگل است در پایان نتایجی که از آن نوع مدیریت حاصل می شوند را اینگونه بیان کرده اند:

1. نتیجه مهم است، روش رسیدن با خود فرد است.

۲. برای رسیدن به هدف باید مسیر را مهیا کرد (بی مایه و ابزار فطیر است)

۳. کسانی که با ما کار می کنند انسان هستند

۴. هر چه محیط بازتر و کارمندان راحت تر، کارایی بیشتر (دقیقا مثل محیطهای ما)

۵. دنیا، دنیای خلق است و لحظه به لحظه نو شدن

 و اما اگر بخواهیم اینها را به جامعه خودمان تعمیم دهیم :

1. نتیجه مهم نیست کار را همانطور که روسا (منظورم تنها مدیر یا رئیس نیست گاهی همکاران و حتی خدمه جزء نقش رئیس را دارند) دوست دارند و می گویند انجام دهید.

2. برای رسیدن به مقصود و جلوگیری از زیرکار دررفتن کارمند تا می توانید ابزار و امکانات و بودجه را از وی دور کنید.

3. کسانی که با ما کار می کنن (خصوصا کارمندان تازه استخدام شده) اصولا ممکن است انسان باشند.

4. هر چه محیط تنگ تر و کارکنان زیر ذره بین باشند کارآیی فوق العاده بالا می رود (البته در مفهوم کارآیی نوعی نسبی گرایی و سلیقه وجود دارد)

5. خلاقیت و نوآوری مفاهیمی کلاه بردارانه هستند و اصولا اینها همه نقشه های استکبار جهانی است و هر چیزی کهنه اش بهتره.

۱۳۸۷/۰۳/۰۷ ساعت 10:3 توسط طاهره کرمی | 

سلام. اگر شما هم مثل من یکی از وب گردهای تقریبا حرفه ای هستید و دوست دارید همه چیز رو از وب خصوصا وب 2 بیاموزید شاید این مطلب به دردتون بخوره. یوتیوب یکی از امکانات نسل جدید وب است و جایی است برای اشتراک فیلم ها و ویدیوهای افراد. اما مثل هر تکنولوژی دیگری می شود از آن استفاده درست و نادرست کرد. فعلا من با استفاده نادرست اش که در ایران همیشه بیشتر مورد توجه قرار می گیرد کاری ندارم. از جنبه درست و علمی اگر به قضیه نگاه کنیم, یوتیوب می تواند برای یادگیری و آشنایی با ابزارها و تکنولوژی های جدید بوسیله ویدیوهای نمایشی کوتاه بسیار موثر باشد (از قدیم گفتند: شنیدن کی بود مانند دیدن) مصمئنا شما هم مثل من با یادگیری کارکردهای نرم افزارها از طریق فیلم و ویدیو موافقتر هستید تا از طریق خواندن متون و مقاله های بلند که گاهی درک آنها بسیار وقت گیر و مشکل است.

خب مشکلی که من همیشه با یوتیوب داشتم این بود که نمی توانستم فیلمها و ویدیوهای مورد علاقه ام را دانلود کنم و گاهی تماشای آنها از طریق خود سایت هم بدلیل قطع و وصل شدنهای همیشگی اینترنت در ایران بسیار کسل کننده بود اما به تازگی شیوه دانلود ویدیوهای یوتیوب را بطور اتفاقی پیدا کردم که امیدوارم برای شما هم مفید باشد.

در اینجا و اینجا می توانید شیوه های مختلف دانلود ویدیو از یوتیوب را ببینید و بخوانید اما به نظر من استفاده از دو سایت media converter و catch video از سایرین بهتر  است و کیفیت خوبی هم دارد ضمن اینکه شما می توانید هم ویدیو مورد نظرتان را دانلود کنید هم نوع خروجی آن را مشخص کرده و فایل فلش یوتیوب را تبدیل به فایل مورد دلخواه خود کنید.

خب در اینجا برخی فایل های آموزشی مفید درباره تکنولوژی آر اس اس را که در یوتیوب موجود است معرفی می کنم امیدوارم برای دوستان علاقمند مفید باشد.

 

 Add RSS feeds to Bloglines 

 

RSS in Plain English             

 

What Is RSS?

۱۳۸۷/۰۲/۲۴ ساعت 14:28 توسط طاهره کرمی | 

سلام. یکشنبه به دعوت انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران در نمایشگاه کتاب تهران کارگاه آشنایی با فناوری آر اس اس را برگزار کردم. با توجه به مدت زمان کم کارگاه و مخاطبینی که هیچ گونه اطلاعی از سطح آشنایی آنها یا این پدیده و کلا اینترنت و فناوری های جدید نداشتم سعی کردم مطلب را هر چه کلی تر و کوتاهتر بیان کنم و مطالعات بیشتر را بر عهده کسانی بگذارم که تمایل به مطالعه بیشتر دارند و در این راستا ضمن معرفی این فناوری و تاریخچه کوتاهی از بوجود آمدن آن و انواع نرم افزار های آر اس اس خوان مبتنی بر وب و مبتنی بر رایانه های شخصی ٬ به برخی محاسن و فواید ویژه این فناوری خصوصا برای کتابخانه ها هم اشاره کردم و در پایان به برخی معایب ذکر شده برای آر اس اس هم گذری کردم.
در کل کارگاه خوبی بود و سوالات خوبی هم از طرف شرکت کنندگان پرسیده شد. فایل ارائه این کارگاه در سایت انجمن موجود است.

خبرگزاری کتاب گزارشی در مورد این کارگاه منتشر کرد که ضمن پرداختن به مطالب گفته شد در این کارگاه در یکی دو مورد هم گفته های مرا به شکلی ٬ شاید بتوان گفت غلو آمیز٬ یا غیر صحیح عنوان کرده بود که خوشبختانه با تذکری که داده شد آن را تصحیح کردند و در این مورد از خبرنگار مربوطه تشکر می کنم.
در مورد آر اس اس قبلا هم مطالبی نوشته بودم از جمله این مطلب. اما برای دوستانی که قصد دارند از نرم افزارهای آر اس اس خوان مبتنی بر رایانه های شخصی استفاده کنند آدرس دانلود چند نرم افزار را گذاشتم٬ امیدوارم مفید باشند.

                                                                                              RssReader 1.0.88.0 

                                         

                                                                                               Thunderbird 2.0.0.14

 

                                                                                                 SharpReader0960

 

همچنین لیستی از آر اس اس خوانهای مبتنی بر وب و مبتنی بر رایانه های شخصی را از این آدرس دریافت خواهید کرد.

۱۳۸۷/۰۲/۲۱ ساعت 8:29 توسط طاهره کرمی | 

سلام. صبح به خیر. شنیدین می گن یه چیزی هم فاله هم تماشا٬ خب در ادامه ماراتن آزمون دکتری٬ هفته ی پیش مهمان اهوازی های عزیز بودیم آنچه در ادامه می بینید لحظاتی از این تجربه جدید است.
از مهمان نوازی کلیه اهوازی های عزیز خصوصا دانشجویان دکتری که اتاقشون را با تمام امکانات در اختیار مصاحبه شوندگان قرار دادند متشکریم. (با اجازه دوستان)

ما که در تهران طلوع و غروب خورشید رو نمی بینیم بنابراین دیدنش حتی از راه دور هم برامون جذابه!

ای وای نفر بعدی منم. نکنه سوالهای سخت ازم بپرسن.

خوشحالی بعد از مصاحبه!

همچنان پشت درهای بسته! کاش زودتر نوبت ما بشه!

و به پایان رسید این دفتر... اما حکایت همچنان باقی است...

اینم حاشیه!! این بار روبروی دوربین! (توضیح عکس: بدون سوگیری)

۱۳۸۷/۰۲/۱۴ ساعت 8:33 توسط طاهره کرمی | 

سلام. دیروز آخرین امتحان دکتری کتابداری امسال هم در دانشگاه تهران برگزار شد تا ماراتن دکتری به مراحل پایانی خود نزدیک شود. به تمامی دوستانی که ماهها برای این امتحانات تلاش کردند خسته نباشید می گویم. در مورد نحوه اشتباه برگزاری امتحانات دکتری در دانشگاه های مختلف و فشار زیادی که از نظر روحی و روانی بر شرکت کنندگان این امتحانات وارد می شود قبلا در وبلاگ گروهی بحث کرده بودم٬ اما متاسفانه گویا این مشکل قابل حل نخواهد بود٬ در هر صورت در این مورد و سایر حواشی و خاطرات خوب این آزمونها بازهم مطالبی خواهم نوشت فعلا برای دوستانی که فردا و پس فردا در دادگاه (مصاحبه) دانشگاه اهواز شرکت خواهند کرد آرزوی موفقیت دارم.

۱۳۸۷/۰۱/۱۹ ساعت 8:5 توسط طاهره کرمی | 

سلام. همیشه موقع نو شدن سال (البته قبل از فرا رسیدن سال جدید) رسمه که همه خونه و زندگی شون رو یه جورایی تغییر می دن. بعضی دکوراسیون خونه شون رو عوض می کنن٬ بعضی همه چی رو از نو می خرن٬ بعض هم که آهی در بساط ندارن به تمیز کردن و خونه تکونی اکتفا می کنن... اما چرا این حرف ها رو اینجا می زنم؟ راستش مدتیه به فکر تغییراتی در وبلاگ هستم هنوز خودم هم نمی دونم چه جور تغییری! اما یه جورایی از این یکنواختی خسته شدم. شاید کلا تعطیل اش کنم یا اساسا تغییرش بدم و شایدم همین جوری ادامه بدم البته با کمی خونه تکونی. دوست دارم نظر خواننده ها رو هم بدونم بنابراین از شما دوست عزیز هم می خوام در این مورد به من کمک فکری کنین.

۱۳۸۷/۰۱/۱۷ ساعت 11:7 توسط طاهره کرمی | 

همیشه سلام اول سال نو برای کتابداران ورودی ۷۷ شیراز

همراه با یاد و خاطره تلخ وداع فرشته مهربان گروه کتابداری

 دانشگاه شیراز استاد فرزانه فرزین است. چهار سال گذشت

 و هنوز لبخند زیبای او زینت بخش یاد و خاطره تمامی

شاگردانش است. روحش شاد و یادش گرامی باد.

مشخصات
سال 1384 براي پايان نامه كارشناسي ارشدم وبلاگي با نام "وبلاگ كتابداري" ايجاد كردم كه حدودا تا ده سال بعدش مطلب مي نوشتم ولي زندگي... الان دوباره قصد نوشتن كرده دلم...اينبار نه فقط براي درس و پايان نامه...